نگاشته شده توسط: آریو | ژوئن 23, 2009
ندا نترس…

ندا نترس… ما درستش میکنیم. نترس… .
——————————
بهت گفته بودیم ساکت و مسالمت آمیز. اما نه اینقدر که وقتی گلوله توی قلبته حتی داد هم نزنی.
آخه تو خیلی ساکت و مظلوم رفتی. حتی نالههم نکردی.
ندا مردهای ایران از نگاههای تو شرمنده شدند و ملت ایران از سکوت تو شرمنده شد.
ارسال شده در احساسها | برچسبها: ندا آقاسلطان
کی میگه ترسیده؟
وقتی ماهیچه های قلب پاره می شن، خون به یه جاهایی زیاد می رسه و به یه جاهایی کم.. در اون لحظه های آخر خون کافی به مغز نمی رسیده و اعصاب به درستی کار نمی کنن.. برای همین ماهیچه های دور چشم، نمی تونن نگاهش رو به روبرو برگردونن.. درواقع این نگاه دست خودش نبوده… بعضی ها فکر می کنن داشته به دوربین نگاه می کرده.
اطلاعات عموم در باره مرگ یکم ضعیفه. مردن بر اثر اصابت گلوله به قلب، یکی از کم درد ترین و سریع ترین مرگ هاست. در عرض چند ثانیه چند لیتر خون وارد ریه ها میشه و طرف رو دچار خفگی می کنه، ما بقی خون ها از بقیه منفذ ها بیرون می زنه.
فقط اصابت گلوله به مغز از این سریع تر و بی دردتره.
—————————————————————
این چه حرفایی هست که زدی. این جمله من در ادامه حرفهای اون مرد توی فیلم بود که میگن استاد موسیقیش بوده. اون مدام میگفت ندا نترس ندا نترس… .
By: Calabros on ژوئن 24, 2009
at 9:35 ق.ظ
خوب منم در جواب به همون استاد موسیقیه اینو نوشتم. تو این جور صحنه ها، کسی که شاهده از خود قربانی بیشتر می ترسه، و برای کنترل کردن خودش می گه نترس.. ظاهرا داره به قربانی میگه ولی قلبا داره به خودش میگه.
در مرود کامنت های پست قبلف باید بگم حرفای منو تو بولاگم یا نخوندی یا سرسری خوندی. در برهه فعلی ما در اقلیت هستیم. حتی اگه به حتم ما برنده انتخابات بودیم معنیش باز این نبود که در مبارزات خیابانی هم اکثریت هستیم. وقتی می خوای بزنی به تاریکی باید یه نگاه هم بکنی به پشتت ببینی کسی هست یا نه، وگرنه اگه تک و تنها باشی همین بلایی سرت میاد که سر ندا اومد. ما الان تنها هستیم. اکثریت ایرانیان ثبات طلب یا حکومت دینی طلب با ما نیستن.
——————————————-
ایرانیان ثبات طلب در در اکثریت نیستن دوست من. در این مملکت چیزی که در اکثریته آدم بیکار و فقیره و این آدم از کل رژیم بیزاره. سیسال تبلیغات اتحاد جماهیر اسلامی باعث شده همه ما خودمون رو تنها حس کنیم. میدونی من چرا وبلاگ زدم؟ چون میخواستم ببینم آیا من واقعا تا این حد که تصور میکنم تنها هستم؟ یعنی هیچ کس نیست که هم عقیده من باشه؟ وقتی وبلاگ زدم فهمیدم که دست کم عدهای از ایرانیها که با اینترنت آشنا هستند با من همعقیده هستند. و حالا دیگر هیچ کدام از ما تنها نیستیم. چون معلوم شد حتی کسانی هم که اینترنت ندارند با ما در مسائلی مثل سقوط اتحاد جماهیر اسلامی موافقند. ما تنها نیستیم. تنها فقط اون پیر لجوج علی خامنهای هست که سی ساله که جرعت خارج شدن از خانهاش را ندارد. مگر با صدها محافظ مسلح. سیساله که برای گرفتن یک نان داغ از خانه خارج نشده. دیوارهای خانهاش شبها روی سرش خراب میشوند. سیسال حبس خانگی خامنهای به دست خودش، او را دیوانه کرده. تنها یعنی خامنهای. من و تو تنها نیستیم. من امیدوارم. که دیگه روزی برسه که استاد موسیقی ندا نترسه. ماهم نترسیم.
By: Calabros on ژوئن 25, 2009
at 8:13 ب.ظ
شعر انگلیسی من درباره ندا ، امیدوارم خوشتون بیاد :
http://www.poemhunter.com/poem/don-t-be-afraid-o-neda-in-the-memory-of-neda-agha-soltan/
By: saeid on جولای 7, 2009
at 5:07 ب.ظ
ندای ایران
ندا با تو اینجا، همیشه آفتاب است*****سرود رفتن تو، صدای شعر ناب است
در ره آزادی، تو جاودان ترینی*****در قلب هر ایرانی، تو کاوه آهنینی
بر بام استبداد، نشسته قــُمری در خاک*****تصویر رفتن تو، تیریست به قلب ضحاک
بی تو میهن زخمی، جلوه اشک و باران*****با تو عود و سنوبر، مرگ بر شعبده بازان
جوشان تر از آزادی، صدای سلطان ماست*****شهید اگر که دادیم، جنبش همیشه برپاست
خون جوانان وطن، بر پهنه زمین است *****ندای هر ایرانی، چه نغض و برترین است
روشنفکر رو دانشجو در زندان اوین است*****زر و زور و تزویر، کار آقا همین است
درین سرای فانی، که نعره ها جنون است*****فریاد آزادی، هق هق ما همین است
ارس تو را می خواند، نوشیدن شهادت*****فریاد کــُرد و گیلــَک، مرگ بر جور و جنایت
هنگامه ی بیداریست، که وقت سنگ و جنگ است*****آنجا که سرزمینم، زخمی ِ رنگ و ننگ است
بیت طناز شاعر، ساطور مرگ اینجاست*****بر سر هرگذرگاه، معبر مرگ برپاست
بر بام شام تبعید، هجوم مرگ و ظالم*****بر پیکر ایرانم، نمانده جای سالم
چشمه ی اشک جوشان، ندا ندای سلطان*****بگذار تا بگرییم، چون ابر در بهاران
راهت ادامه دارد، تا مرودشت و هامون*****هر قطره خون تو، زاینده رود و کارون
به بلندای ایران، نامت ماند جاویدان*****تو سروری و سلطان، تویی ندای ایران
:: بیاد ندای آقا سلطان :: شهادت: 30 خرداد 1388 :: محل شهادت: امیر آباد – تهران ::
سراینده : آرش .ن (سوتک)
——————————————–
دستت درد نکنه. چه شعر قشنگی گفتی.:)
By: آرش .ن (سوتک) on جولای 15, 2009
at 12:47 ب.ظ
واقعا شعری زیبایی بود… زیباترین شعر درباره ندا آقا سلطان… دستت درد نکنه
زنده باد آزادی… مرگ بر دیکتاتور
به امید روزی که تمام مردمان ایران در یابند که بودن دگر است و شدن دگر و همه با هم دست به دست هم دهیم تا سیمرغ آزادی بر فراز آسمان نیلگون ایران به پرواز در آید و همه دست در دست هم بسوی یگانگی و جاودانگی گام برداریم… و به امید گذشتن از من و تو و رسیدن به ما و یگانگی…
————————————————-
خواهش میکنم قابلی نداشت:)
اما باور کن من شعر ننوشتم. فقط درد و دل کردم. اما از این شعر به اصطلاح نو!
By: ناشناس on آگوست 12, 2009
at 2:46 ب.ظ