مطلب زیر به عنوان آموزش روشی برای هک کردن وبلاگها نوشته نشده است. بلکه امیدوارم وبلاگ نویسان متوجه ضعفهای امنیتی وبلاگ خود شده تا از بروز چنین حملاتی به دست نوشته خود جلوگیری کنند. در ادامه توضیح خواهم داد که چطور شما از روز اولی که وبلاگتان را شروع کردید میتوانستید جلوی این ضعف امنیتی رو بگیرید. روش جدید هک به شرح زیر است:
۱. ابتدا از روی نام و نام خانوادگی وبلاگ نویسی که مشخصات دقیق خود را در وبلاگ گذاشته منزل وی را یافته و وی را کت بسته با خود میبرید. سپس وی را تا حد مرگ شکنجه میدهید. سیخ داغ، انبردست، سیم برق، و سیمچین سایز بزرگ از ابزاری هستند که در این مرحله استفاده میشوند. دقت کنید شکنجهها به هیچ عنوان شامل سر و گردن و همینطور دستها و پاها از مچ به بعد نباشند. زیرا در مرحله بعدی شما باید از این قسمتها فیلم برداری کرده و با سالم نشان دادن آنها در صدا و سیما ثابت کنید که اصلا وبلاگ نویس محترم را شکنجه نکردهاید!
۲. ایران بهشت دزدان، جنایتکارها، متجاوزان و این اواخر هکرهای شکنجهگر است. همانطور که همیشه دزدان و جنایتکارها در جمهوری اسلامی عاقبت بخیر میشدند و تا آخر عمر مستمری بیش از کفایت دریافت کرده و در میان احترام و ثروت میمردند اکنون این هکرها هم زندگی راحتی در این کشور پیشرفته دارند و کمترین مقام برای آنها کارمندی رده بالای مخابرات است. (البته هکرهای شکنجهگر). لذا در مرحله دوم شما نیاز دارید که دادگاهی برای وبلاگ نویس محترم تشکیل داده و ثابت کنید که وی اصلا شکنجه نشده و مطالبی که در مرحله بعدی شما در وبلاگش نوشتهاید را خود نوشته و به آن اعتقاد کامل دارد. بنابر آنچه گفتم تشکیل چنین دادگاهی برای یک هکر شکنجهگر مشکل نخواهد بود. در این مرحله بر تن وبلاگ نویس لباس کامل آستین بلند کرده تا محلهای شکنجه را کاملا بپوشانید. در مرحله اول مشکلی که پیش میآید اینست که وبلاگ نویس با هکر شکنجهگر همکاری نمیکند. برای اینکار پس از آنکه مطمئن شدید تا حد مرگ وی را شکنجه کردهاید عدهای از زندانیانی که از شهرت کمتری برخوردارند نزد وی آورده و یکی یکی به آنها تیر خلاص میزنید. هر وبلاگ نویسی پس از تیر خلاص اول یا دوم تسلیم شده، همکاری خواهد کرد.
۳. حالا مرحله اصلی فرا میرسد. به وبلاگ فرد بازداشت شده رفته و هرچه دلتان میخواهد آنجا بنویسید. تنها یک کار کوچک دیگر مانده:
۴. از وبلاگنویس محترم با همان لباس کامل و آستین بلند یک عکس انداخته و به هر زوری هست وی را وادار به لبخند زدن میکنید. این عکس باید شامل یک دکور ساده و همینطور یک میز هم باشد. تا بازدیدکنندگان نتیجه هک شما شاهد باشند که وبلاگ نویس کاملا در سلامت بوده و اینکه خود و تحت شکنجه نام کاربری و اسم رمزش را به شما نداده است. بلکه شما هکر قابلی بوده و وبلاگ وی را هک کردهاید!
نتیجه: گذاشتن نام و نام خانوادگی اصلیتان در وبلاگ شخصی بزرگترین ضعف امنیتی وبلاگ شماست. اگر تا کنون چنین کردهاید یا زودتر وبلاگتان را عوض کنید یا آنجا بنویسید که از پیروان ولایت فقیه هستید. چون اکثر هکرهای شکنجهگر از پیروان ولایت فقیه هستند و اینطوری وبلاگ شما در امان میشود.
در شکل زیر یک نمونه از کارهای یک هکر شکنجهگر متبحر رو میبینید. نمونه آنقدر موفقیت آمیز بوده که گویی خود وبلاگنویس با هکر همکاری کرده طوری که پیغام هک شدن وبلاگش را خود در آن نوشته است.

یک نمونه از کارهای یک هکر شکنجهگر. در این مورد کار بقدری موفقیت آمیز بود که خود وبلاگنویس کار نوشتن پیغام هک در وبلاگ خود را قبول کرد.
قسمتی از نوشتههای تحت شکنجه ابطحی در وبلاگش: «…در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفائی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقائی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از سه هفته همان حرفها را زدند بر آن باورم راسختر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد. این همان نوشابهای بود که میخواستم برای خودم باز کنم که یادم آمد در زندان نوشابه به ما نمیدهند! البته این نوشته درد دل و گفتگو با شمایی است که همیشه دوستتان داشتهام. اولین اصل جامعه مدنی و اصلاحطلبی داشتن تحمل پذیرش نظرات دیگران است. حالا تنهائی و فشار زندان ظاهرا آن قدر بر من فشار آورده که برای اولینبار این قدر بد اخلاق دارم مینویسم…» ابطحی جان! کاش میتونستم به تو اطمینان بدم که ما میدونیم اون تو چه میکشی… .
جالب بود
—————————————-
مرسی. این اسمت من رو نگران میکنه امین. امیدوارم اسم مستعار باشه.
توسط: امین هاشمی در اوت 28, 2009
در 9:05 ق.ظ.
شما خیلی بدبین هستید، چرا خوبی های نظام رو در نظر نمی گیرید؟
جدا تصور می کنید که ابطحی به زور وبلاگش رو آپ کرده؟
این قدر دل مقام معظم رهبری رو به درد نیاورید وگرنه چه میدونم امکان داره همین فردا تصادف کنی یا شاید خودکشی بکنی.
……………………………………………………………..
چاکریم.
———————————————————-
مخلصیم:دی
توسط: شایگان در اوت 29, 2009
در 1:07 ب.ظ.
تذکر به جایی بود. ممنون. خوش باشی
—————————————————
چاکریم داش سروش:)
توسط: سروش در اوت 29, 2009
در 2:59 ب.ظ.
نکنه تو هم هک شدی و این مطلب رو هکر شکنجه گر نوشته
)))
———————————————–
باور کنید این مطلب رو خودم و در کمال آسایش و آزادی نوشتم:دی
توسط: لویاتان در سپتامبر 1, 2009
در 3:22 ق.ظ.
آريو جان،
كارت حرف نداشت و واقعن زيبا نوشتي،
از اين قسمت خيلي لذت بردم:
« ایران بهشت دزدان، جنایتکارها، متجاوزان و این اواخر هکرهای شکنجهگر است. همانطور که همیشه دزدان و جنایتکارها در جمهوری اسلامی عاقبت بخیر میشدند و تا آخر عمر مستمری بیش از کفایت دریافت کرده و در میان احترام و ثروت میمردند»،
اميدوارم همواره شاد و موفق باشي.
——————————————–
خجالت دادی. مرسی که خوندیش. بازهم سر بزن:)
توسط: mikhestan در سپتامبر 1, 2009
در 1:26 ب.ظ.
نه اسمم واقعیه من با هویت اصلیم کار می کنم اما سعی می کنم خطایی نکنم در ضمن اگر اتفاقی بخواهد بیوفته چه اسم واقعی و چه اسم مستعار جفتشون به یک اندازه در خطر هستند
اون مشکلی را هم که گفتی بله منم دارم احتمالا مشکل از وردپرسه و چون قسمت ساپورت بسته شده کاریش نمیشه کرد فعلا
توسط: امین هاشمی در سپتامبر 3, 2009
در 9:46 ق.ظ.
عالی نوشتی.
در مورد داشبورد وردپرس هم، من مشکلی ندیدم.. نمی دونم واسه تو چرا بروز نمیشه.
———————————————–
خواهش میکنم. نظر لطفته. برا منهم امروز درست شد. نمیدونم چش شده بود.
توسط: Eric Calabros در سپتامبر 3, 2009
در 9:50 ق.ظ.
جالب نوشتید
توسط: websaz در سپتامبر 4, 2009
در 10:50 ب.ظ.
تکنولوژیست بودن لزومن با سیاست دوست بودن توی یک ظرف نباید باشد، یا باید باشد؟
توسط: sorfeh در سپتامبر 6, 2009
در 3:25 ب.ظ.
پس ما هم دخلمون اومده دیگه؟
——————————————–
خدا نکنه.
توسط: دست نوشته در سپتامبر 7, 2009
در 3:29 ب.ظ.
سلام
(( کاش ایران هم روزی آباد میشد.کاش روزی مال ما میشد.
————————————————-
کاشکی دوشیزه خانم. میترسم اگه دست روی دست بگذاریم همون بلایی که سر سرخپوستان آمریکا اومد سر مردم ماهم بیاد.
توسط: شین در سپتامبر 8, 2009
در 8:49 ب.ظ.