مطلبی که در وبلاگ نسوان خواندم درس مهمی به من داد. مطلب وبلاگ نسوان که از آزار و اذیت ایرانیها در وطنهای جدیدشان برای ایرانیهایی که بتازگی مهاجرت کردهاند گفته و اینکه یکی از این ایرانیها به نویسنده مطلب دلیل این آذار و اذیتهایش را چنین گفته: « برای آنکه من برای رسیدن به این جایگاه خیلی زحمت کشیدم و زجر کشیدم. تو هم باید همین مراحل را طی کنی تا مثل من به کمال برسی!». واقعیت چیزیست که وبلاگ نسوان میگوید: «بچه هایی که امتحان آیلتس می دهند می دانند که ممتحن های ایرانی به مراتب سختگیر تر و بی پدر مادر تر از خارجی هایی هستند که انگلیسی زبان مادری آنهاست.». در زمان مهاجرت کسانی که در خارج از کشور بسر میبرند ممکن است نه تنها به شما کمکی نکنند بلکه خسارات جبران ناپذیری هم به شما بزنند.
دلیل ایجاد آزار و اذیت
بله. واقعیت اینست که بسیاری از کسانی که سابقا در ایران بودهاند برای تازه مهاجران ایرانی دردسر و آزار ایجاد میکنند. به دلایلی منجمله:
- اینکه خودشان خیلی زحمت کشیدهاند و احساس میکنند راحتی دیگران در دستیابی به این آرمان مردم ایران یعنی فرار از ایران به نوعی نفی کننده زحمات خودشان است و اینکه دیگران هم باید همانقدر زجر بکشند و نعمت مهاجرت را به آسانی بدست نیاورند.
- اینکه اگر یک یا چند ایرانی به کشور محل اقامت خودشان بیایند فردا آنجا از ایرانیها پر شده و تبدیل به جمهوری اسلامی دیگری خواهد شد!
- اینکه با خارج آمدن کسانی از اقوامشان ارزش خارج بودن خودشان در میان اقوام کم شده و اینکار به نوعی خز میشود!
- اینکه درد کشیدهاند تا از ایران فرار کردهاند و با دیدن ایرانیهای دیگر یاد زجرهایی که کشیدهاند میافتند (کتکهایی که از نیروی انتظامی خوردهاند، کلاههایی که سرشان رفته بدون اینکه عدالتی در دسترسشان باشد، تجاوزهایی که به حقوقشان شده و…)، و درکل نمیخواهند ایرانیهای بیشتری در کشور محل اقامتشان جمع شوند.
- اینکه خود را انسانی برتر میدانند که توانسته از ایران فرار کند و اینکه حیوانات وحشی قبلا در ایران بودهاند که وی را به عنوان یک نخبه مظلوم جامعه بشریت آزار و اذیت میکردهاند و حالا که محتاجش هستند باید به نوبه خود زجرشان بدهد. این دسته آخری دلیل خارج بودن خود را برتری نژادی یا معنوی یا هرگونه برتری ذاتی دیگر نسبت به باقی ایرانیها دانسته و کلا هر ایرانی دیگری را نماد جهالتی میدانند که جمهوری اسلامی رهبر آن است.
و انواع دلایل محتمل دیگر.
انواع آزار و اذیت
دانستن نوع این اعمال غیر انسانی به ما آمادگی پیشگیری از بدام افتادن در مواجهه با این اقدامات را میدهد. همه ایرانیهای مقیم خارج از کشور شمارا آزار یا فریب نخواهند داد. ولیکن گرفتاری در اثر یکی از این قبیل اقدامات میتواند برنامه فرار شما را برای حتی چند سال به تعویق بیاندازد. پس پیشگیری بهتر از درمان است. این راهم بدانید که شرایط روانی موجود در ایران فعلی بسیاری از مارا موجوداتی خشن و بیرحم و زخم خورده میکند و اینکه چنین رفتاری ممکن است غیرعمدی و نتیجه بیلان فعلی باشد. الغرض:
- گمراه کردن: ممکن است ایرانی که شما برای خارج رفتن از وی مشورت میخواهید راه غلطی به شما نشان بدهد. راهی که همه پول شما را به هدر داده و نهایتا شمارا به خانه اول بازگرداند. مثلا اینکه به شما بگویند باید به فلان اداره بروید و از آنها بخواهید به شما فلان مدرک را بدهند. اگر بعد از یکسال بالا پایین رفتن بفهمید که اصلا چنین مدرکی به شما نخواهند داد یا این مدرک اصلا ربطی به مدارک لازم برای خارج رفتنتان ندارد آنوقت دچار سوزش مقعدی خواهید شد!
- به راه خطا انداختن: ممکن است به شما بگویند میتوانید با رشوه دادن به فلان اداره فلان مدرک را جعلی بگیرید و اینکه خود و همه ایرانیهای دیگری که آنجا هستند همینطور با جعل این مدرک آمدهاند و شماهم یکی از آنها. و اینکه این کار خیلی راحت است و مو لای درزش نمیرود. بخاطر داشته باشید بسیاری از سفارتخانههای کشورهای خارجی در ایران برای تکتک مدارک از خود ادارات و کارمندانشان حتی به زبان فارسی و بصورت تلفنی استعلام میکنند و در صورتی که شما جاعل مدرک شناخته بشوید چنان مهر منفی در پاسپورتتان میخورد که تا عمر دارید باید در این سوراخی بمانید و بپوسید. چه، کشورهای دیگر عمدتا سابقه اقدامات شما به مهاجرت به سایر مقاصد را هم درنظر خواهند گرفت.
- غلوکردن: این کلک یک هفته من را به شخصه سرکار گذاشت و باعث شد که تاحدودی ناامید هم بشوم. فرض کنید به شما بگویند برای اینکه بتوانید گواهی از شرکت محل کارتان بگیرید به عنوان گواهی اشتغال به کار، این شرکت حتما باید دارای دفاتری در کشورهای خارجی باشد، و اینکه در غیر اینصورت بعد از آمدن به خارج به گواهی همراه شما اعتماد نشده و پس از مدتی اخراج شده، بیکار خواهید بود یا حتی به زندان خواهید افتاد! و اینکه طرف مقابلتان قسم حضرت عباس بخورد که اطرافش جز این ندیده و اینکه خیر شمارا میخواهد و نمیخواهد شکست بخورید پس از ابتدا باید حقایق محض را به شما بگوید! با شنیدن این حرف ممکن است کلا قید آن گواهی را بزنید و همینطور قید خارج رفتن از آن مسیر را. ولی اگر سال بعد ببینید که همانراه بخوبی در مورد چند تن از اطرافیانتان جواب داده و چنان شرط سختی هم نیاز نبوده (مثلا داشتن دفاتر در کشورهای مختلف)، بازهم دچار آن سوزش آزاردهنده خواهید شد!
- به چاله انداختن: بعضی از راهها واقعا به خارج ختم میشوند ولی با مکافاتهای بسیار. ممکن است طرف ایرانیتان به شما بگوید که باید ابتدا از یک دانشگاه معتبر در تهران مدرک فوق لیسانس بگیرید و سپس به خارج بروید. چیزی که برای چند سال شمارا گرفتار تهیه این مدرک از فاسدترین سیستم دانشگاهی دنیا کرده و در نهایت چنانچه ببینید که اصلا نیازی به این راه سخت نبوده و با همان لیسانستان هم میتوانستهاید فرار کنید. خیلی ناراحت خواهید شد. بدتر از همه اینکه ببینید مشاور ایرانیتان، خود با مدرک فوق دیپلم عافیت نشین هستند!
- اتلاف سرمایه: فرار و آزادی از جهنمی که پدران ما در سال ۱۳۵۷ و با آن انقلاب کزایی افروختند از ما تلاش و سرمایه عظیمی طلب میکند. وقت، پول و مدارک و سوابق شغلی و تحصیلی و مهمتر از همه جوانی ما سرمایه ما در این راه هستند. سادهترین راه خسارت زدن به هموطن تازه مهاجر از راه اتلاف سرمایه، فرستادن دعوتنامههای توریستی است. کلی پول شما خرج خواهد شد، کلی وقت شما تلف خواهد شد، و مطمئن باشید اگر کشور مقصد اطمینان حاصل نکند که شما بعد از بازدید دوستتان برخواهد گشت به ایران، اصلا بشما اجازه مسافرت نخواهد داد. مثلا ممکن است حتی از شما یک سند مربوط به ملکی در ایران را وثیقه بگیرند تا مطمئن باشند شما سر سوگند خود به بازگشت به ایران وفادار خواهید ماند! پس دعوتنامه برای بازدید آشنایان اغلب اوقات فایدهای هم ندارد و حتی ممکن است کلکی برای اتلاف وقت و پول و درکل سرمایه شما باشد! به پیشنهادات دعوتنامه ابتدا خوب دقت کنید.
- کلاهبرداری: این روش خیلی قدیمی و سادهاست. از شما پولی میگیرند که کار شما را آنطرف براه بیاندازند و بعد ناپدید میشوند. حتی دوستان بسیار عزیزتان هم ممکن است اینکار را بکنند. چیزی که هست آنها به ادامه دوستی باشما نیازی ندارند چون خارج هستند و دوستان و زندگی جدیدی تجربه میکنند. پس هر زمان که بخواهند میتوانند ناپدید شده ودیگر جواب شما را ندهند. از طرفی اگر خوب دقت کنید ممکن است بفهمید راهی که میخواهید بروید نیازی به پول دادن به طرف خارج از کشور ندارد. مثلا سایتهای کاریابی در کشورهای خارجی از جویندگان کار پول نمیخواهند و از طرف دیگر کار پیداکردن در یک کشور خارجی درحالی که هماکنون در ایران هستید ممکن است خیلی سخت باشد. بیخودی به کسانی که خودرا هموطن و همدرد شما معرفی میکنند پول ندهید.
- سرکار گذاشتن: یکبار به یکی از دوستانم گفتم در شرکتی که کار میکند برای منهم کار پیدا کند. برای مدت سه ماه هر چندروز یکبار به وی زنگ میزدم و جویای فرصت شغلی میشدم و او هربار میگفت که متاسفانه وضع شرکت خیلی خراب است و اصلا نیروی کار نمیخواهد. چهار ماه بعد شنیدم که شرکت سه ماه پیش یعنی همانروزهایی که من مدام به دوستم خواهش و تمنا میکردم از طریق آگهی روزنامه نیروی کار خود را گزینش کرده و دیگر هم تا اطلاع ثانوی گزینش نخواهند داشت! یعنی اصلا نیازی به اتلاف وقت بوسیله دوست ارجمند نداشتم! چون قبلا هم یکبار دیگر درست به همین شکل توسط دوست دیگری علاف شده بودم (!) و بقول معروف از یک سوراخ دوبار گزیده شده بودم، به این نتیجه رسیدم که در مسیر مهاجرت هم آدم میتواند به همین صورت سرکار گذاشته شود. فرض کنید دوستتان به شما بگوید به محض اینکه کشور مقصد آمادگی برای پذیرش مهاجرت داشت به شما خبر خواهد داد. شما ماهها تماس میگیرید و از دوستتان جواب رد میشنوید و سرکار گذاشته شدهاید درحالیکه دیگران خیلی عادی بدون داشتن دوست و آشنا دارند از طریق اینترنت اپلای میکنند! جالبه نه؟
- برده داری: بعد از مهاجرت واقعی به یک کشور خارجی شما ابتدا در بسیاری از موارد نقطه ضعف خواهید داشت. قوانین را نمیدانید، زبان را بخوبی نمیدانید، کار ندارید و بسیاری مسائل دیگر. اینها زمینه را برای سواستفاده از شما در کشور مقصد برای ایرانیهای دیگر که هم زبان شما را میفهمند و هم زبان کشور مقصد را فراهم میکند. چه بسیار دخترانی که با وعده مهاجرت بطور غیابی با مردی ازدواج کرده و واقعا هم مهاجرت میکنند. اما پس از مهاجرت به دلیل ناآشنایی به محل، قوانین و زبان مدارک آنها از آنها گرفته شده و سپس با تهدید به اینکه چون مدارکتان را ندارید شمارا به عنوان مهاجر غیر قانونی به زندان خواهیم انداخت وغیره از آنها به عنوان روسپی بهرهکشی جنسی خواهد شد. برای مثال یک زن و شوهر هندی مقیم آمریکا که دیگر شهروند آمریکا شده بودند از یک کاریابی خواستند دو کارگر آشنا به زبان هندی برایشان بفرستد. کاریابی دو زن کارگر از بنگلادش برای آنها به آمریکا فرستاد. بلافصله با ورود دو کارگر، زن و شوهر هندی با ادعای اینکه اینکار کاملا قانونی است و همه باید مدارکشان را تحویل بدهند همه مدارک دوزن کارگر را ضبط کردند و برای حدود یکسال ضمن کارکشیدن از آنها، کتکشان زده، شکنجهشان کرده و اجازه خروج از خانه را به آنها نمیدادند. در نهایت یکی از زنان کارگر وسط شکنجه در حالت نیمه برهنه خود را به بیرون از خانه و نزد پلیس رسانده و اینجا بود که این زن و شوهر هندی به عنوان اولین کسانی که بعد از سالها از قانون برده داری به این جرم محاکمه میشدند، به ۸۰ سال زندان در آمریکا محکوم گشتند! این آخری به ما نشان میدهد آزار و اذیت هموطنان سابق و مهاجران فعلی مختص ایرانیها نیست.
نتیجه گیری: بیشتر دقت کنیم و سعی کنیم برای مهاجرت فقط روی اطلاعات رسمی دولت کشور مقصد تکیه کنیم و از این روی قبل از هر اقدامی به مهاجرت زبان انگلیسی را بخوبی فرا بگیریم.
مرسی ، نوشته ی جالبی بود. نکنه همه ی این بلاها سرت اومده دکتر جان؟پس خیلی من خوش شانسم!
———————————————–
به به! قدم رنجه فرمودین:) بعضی از بلاها که گفتم سرم اومده که بهشون توی متن اشاره هم کردم. مثل اون مورد کار پیدا کردن:دی
توسط: نسوان در ژوئیه 3, 2010
در 8:19 ق.ظ.
واقعا خندیدم
سایت خنده داری داری
—————————————————–
مرسی. به کدوم مطلبش؟ من یکسری مطالب با برچسب طنز هم نوشتم.
توسط: hadi در سپتامبر 25, 2010
در 4:03 ب.ظ.
سلام دوست عزیز اینها رو هم اضافه کنید:(شخصا سرم اومده!!)
۱.اطلاعات غلط در کشور مقصد از طرف هموطنان عزیز!!! بعد از مهاجرت به امریکا با لاتاری وقتی خواستم برای ادامه تحصیل به یک دانشگاه مراجعه کنم با اصرار و ابرام شدید و تشکیل میتینگ های مشاورتی از طرف دوستان!!! روبرو شدم که همه نفری از من میخواستند وقتم را در دانشگاههای اینجا هدر ندهم و کلی باید پول بدهم و کمک هزینه تحصیلی هم شامل من نمیشود و بهتر است یک کار ساده پیدا کنم! مرا منصرف کرده و سه سال وقت ارزشمندم را به کار در فروشگاهها گذرانده در صورتی که بعد از قطع رابطه با آن جماعت حسود و خبیث ،شخصا به دانشگاه رفتم و در کمال تعجب دیدم که کمک هزینه به طور کامل به من تعلق میگیرد و جالب بود که همان افراد دانشجوی سال سوم آن دانشگاه بودند!!!
توسط: negar در آوریل 18, 2011
در 1:56 ق.ظ.