نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | مارس 5, 2008

آینده شغلی

من در این صحبت به دنبال نقد رشته های فنی در دانشگاههای کشور هستم. اما روی من با رشته هایی مثل مدیریت روانشناسی و حتی مهندسی صنایع که آنهم به نظر من اصلا رشته فنی بحساب نمی آید نیست. در اینجا روی صحبت من با دانشجوهای رشته های فنی از جمله مهندسی برق کامپیوتر متالوژی معماری و غیره است شاید که بیدار شده و از اتلاف عمر و بهترین سالهای جوانی خود دست بکشند. چیزی که باعث شد به فکر نوشتن این مطلب بیافتم اینست که امروز در جمعی از دوستان فارغ اتحصیل دانشگاه بودیم و در مورد کار صحبت می کردیم. مادر یکی از دوستان اصرار داشتند که مدرک تحصیلی علی الخصوص فوق لیسانس خیلی در آینده شغلی و میزان درآمد تأثیر گذار هست. اما من مخالف بودم. من حکایتی رو تعریف کردم و به آنها گفتم:

چند روز پیش یکی از دوستانم که از سربازی آمده بود از من خواست کاری برای او پیدا کنم. منهم اونو به یک شهرک صنعتی بردم تا براش کار پیدا کنم. بعد از مدتی بین دوستم و شرکت مورد نظر توافق حاصل شد و قرار شد دوست من از شنبه مشغول کار بشود. وقتی از کارخانه برمیگشتیم اون یک پوشه آبی به من نشون داد و من پرسیدم این چیه؟ گفت اینها مدارک تحصیلی من بودند. آوردم شاید بدرد بخورد!
گفتم دوست من یادته دوران تحصیل باهم درس میخواندیم و من میگفتم آدم باید به دنبال یادگیری باشه اما تو می گفتی آدم باید به دنبال مدرک باشه؟ حالا اگه اون 2 سال به دنبال این پوشه آبی بودی که به دردت نخورد. اما اگر دنبال یادگیری بودی حالا استفاده ببر.

وقتی حکایت رو تمام کردم جمع دوستان هنوز با من مخالف بودند. اونها میگفتند به هرحال مدرک خیلی تأثیر دارد. مدتی بعد که به خانه برگشتم و از قضا ماجرا رو برای مادر تعریف کردم فرمودند: همینه پسر! مردم خیلی به مدرک اهمیت میدند. من گفتم مادر چرا اینو میگی؟ در شرکتها همیشه اول به مدرک نگاه می کنند یا سابقه کاری و معلومات؟ جواب داد بهرحال مدرک برای مردم دهن پر کن هست. و چیز عجیبی بمن گفت: همین مرغی (مرغ فروش) که همیشه از اون گوشت مرغ میخریم رو میبینی؟ گفتم خوب؟ گفت این پسر که پدرش هم مرغ فروش هست لیسانس دارد!!! اما فقط روزی که برای خواستگاری دختر فلانی رفته بود مدرکش بدردش خورد. بقیه عمرش رو مرغ میفروشه اما بالاخره دهن پدر عروس رو موقع خواستگاری بست!
گفتم با این حساب یک دوسال دیگه فوق لیسانس هم رفت تو پاچه ما؟!؟حضرت مادر فرمودند نه حالا فوق لیسانس اما خوب بهرحال مدرک برا بستن دهن مردم لازم است.

از آنجا که میدانم مادرم وبلاگ من رو نمیخونند از شما میپرسم حالا اگه کسی هیچ وقت قصد ازدواج نداشت مدرک به چه دردش میخورد؟

برده های اقتصادی و بنگاهایی به نام دانشگاه

دوستان عزیز من. دانشگاهها هرگز شمارا از خودشان بی نیاز نمی کنند. آنها هیچ وقت به شما آنقدر یاد نمی دهند که جلوی درب دانشگاهها جمع بشوید و شعار مرگ بر دیکتاتور بدهید. عاقبت شغلی یک دانشجوی ایرانی نهایتا اگر نخبه ترین آنها باشد تدریس در همان دانشگاه یا دانشگاه دیگر است. دانشگاهها به سوپرکازینوهای کشورمان تبدیل شده اند. بیا ای جوان! درخت تو گر بار دانش بگیرد بزیر آوری چرخ نیلوفری را! بیا 3 ملیون تومان بده این فوق دیپلم رو بگیر اونوقت ببین چطور آینده ای پیدا میکنی. بعد بشما میگن فوق دیپلم ارزشی ندارد. بیا 4 ملیون تومان بده این لیسانس رو بگیر ببین چه معرکه ای میشه! اما لیسانس هم ارزش نداره! بیا این 5 ملیون رو خرج کن فوق لیسانس بگیر به جون مادرت قسم این دفعه دیگه مدرکی به تو میدیم که ثابت می کند تو عالمی. بعد از فوق لیسانس به تو میگن ای جوان مدرک تحصیلی اصلا ارزش ندارد بهترین مدرک همان کارهای توست اکنون بیا 6 ملیون دیگر خرج کن و ما امکانات تحقیق و تفحص برای تز دکترا به تو میدهیم از جیب خودت! فکر میکنید بعد از گرفتن دکترا چی میشه؟

جزوه محوری!

اونها به شما علم یاد نمیدهند. اونها شما رو برده اقتصادی شرکتهای تجاری خودشان که اسمش رو گذاشته اند دانشگاه میکنند. اونها به جای مطالب علمی به شما جزواتی تحویل میدهند که فقط در جلسه امتحان به کمک شما می آید. دانشجوهای عزیز از خودتون پرسیدین اگر دختر درسخون ردیف جلوی کلاس با یک جزوه قلم درشت دست نویس 80 صفحه ای هر ترم معدلش 20 میشود پس آقای دیوید. ک . چنگ مرض داشت 800 صفحه کتاب الکترومغناطیس بنویسد؟ فرق جزوه 80 صفه ای با کتاب 800صفحه ای اینست که جزوه رو میشه شب امتحان حفظ کرد اما کتاب رو باید طول ترم یاد گرفت. جزوه شامل هیچ مطلب علمی نیست اما فورمولهای اون میتونه پشتیبان یک مطلب علمی باشد. اما کتاب گنجینه مطالب علمی است که در کنار آن با کمک فورمولهایی مطالب اثبات شده اند. جزوه یک درس فنی در یک دانشگاه ایرانی نیازی به تدریس ندارد. اگر منظور از تدریس استاد بحث علمی در مورد حقیقت یک قضیه علمی است که مشتی فورمول حفظی از نظر ریاضی قطعی هستند و نیازی به بحث ندارند. اما کتاب جای بحث زیاد دارد و این چیزیست که مسلما چون باعث آب شدن چربیهای دور کمر استاد محترم میشود! در کشور ما کمیاب است. درس دادن یک جزوه مثلا همین جزوه درس الکترومغناطیس یعنی بطور روتین و اتوماتیک وار حروف کتاب اصلی که با قلم درشت (بولد) چاپ شده اند رو با ماژیک روی تخته نوشتن و صبر کردن تا دانشجو با خودکار درون جزوه بنویسد. من از شما میپرسم خودتان نمی توانستید اینکار رو بکنید که اینهمه شهریه دانشگاه دادین؟!؟

تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبرد؟

بله من به اداره آموزش برای انصراف از تحصیل رفتم! انتظار داشتم لااقل شهریه ترم آخرم رو پس بگیرم اما آنها بمن گفتند شما برای انصراف از تحصیل باید نزدیک به 500 هزار تومان به ما  جریمه پرداخت کنید! من گفتم اگر ندهم چی؟ آنها گفتن یادت میاد روز اول همه مداک تحصیلی تورو با اغفال ضبط کردیم؟ حالا اگه پول رو تحویل ندی ماهم گروگانهارو آزاد نمیکنیم!!!  و این یعنی نهایت چهره مقدس یک شرکت تجاری به اسم دانشگاه!

من زورم میاد 500 هزار تومن دیگه به اینها بدم اما دیگه هیچ وقت در یک دانشگاه ایران ثبت نام نمیکنم.

آینده تحصیلی

چیزی که من رو امیدوار میکنه اینه که یکجای دنیا افراد با ارزشی مثل آقای چنگ مثل آقای پرفسور رضا مثل آقای لطفعلی زاده مثل آقای کافمن هستند که علم رو به مردم یاد میدهند. من به دنبال اونها میگردم و هرچقدر خواستند برایشون کار میکنم تا علمشون رو بمن یاد بدهند. مهم نیست دانشگاه اونها چقدر از خونه من دوره. مهم اینه که من عاشق این علم هستم. ازون روزی که در کلاس درس عربی (زبانی که بشدت ازون متنفر بودم) زیر میز میرفتم و کتابهای دانشگاهی علم الکترونیک رو میخوندم تا الان هر بهایی که تونستم برای رسیدن به الکترونیک پرداختم.  من به دانشگاههای خارج از کشور خواهم رفت.

پیشنهاد

در هر دانشگاهی در ایران که هستید هرچه زودتر دوره تحصیلی خود رو تموم کنید. در طول ترم ها با خود رو راست باشید.  آقایون و خانمها قسم میخورم نوشتن از روی تخته سیاه یا سفید درون جزوه هیچ تأثیری در یادگیری شما ندارد. بجای اینکار در مدت کلاسها به ته کلاس رفته و کاری رو بکنید که من از این ترم تصمیم به انجام اون گرفته ام. کتابی معتبر برای اون درس رو باز کنید و مطالعه آزاد کنید (خود اساتید چون تصور میکنند شما این کتابهارو نمیخونید اسامی چند تا از اونها رو اوایل ترم ذکر می کنند). با اینکار بلکه استاد متوجه شما شده در روش غلط خود تجدید نظر کند. با اینکار شما هم بهتر اون علم رو یاد میگیرید. اما کامل یاد نمیگیرید. چون علم خیلی وسیع هست. و مطمئنا با اینکار برای شب امتحان هم هرگز آماده نخواهید بود. شما فقط علم رو یاد گرفتید. اما جزوه اساتید ما چیزیست که هیچگونه ارتباطی با علم بشری ندارد. جز پاره ای از فورمولهایی که ممکن است جایی به کمک اثبات قضایای علمی بیان و یکسری مارکهای تجاری.

پس خودتان درس بخوانید. از کتابهای معتبر استادان خارجی بخوانید. چون دیگر هنر نزد ایرانیان نیست که نیست. و شب امتحان مثل ترمهای قبل جزوه کپی کنید.  وقتی درسمان تمام شد من آریو از همین وبلاگ شعبه ای از دانشگاه بزرگ مردمی رو راه اندازی می کنم. دانشگاهی که متعلق به همه ما جامعه اینترنتیهای دنیاست. کلاسهای ما ویکیپدیا گوگل وبلاگها و سایتهای دیگر هستند. ما خودمان درس میخوانیم. و مینویسیم و آزمایش میکنیم و به همه نویسندگان کتابهای خوب علمی احترام خواهیم گذاشت. هر کدام که توانستیم به یک دانشگاه واقعی در جایی از دنیا برویم به دیگرانهم کمک می کنیم تا یاد بگیرند. ما دانشجوهای یک کشور جهان سومی هستیم که دانشگاههای اون به اتاقهای جنگ استعمار گران تبدیل شده اند.

بیایید تحصیل علم رو آزاد کنیم.

——————————————-

دانشجوهای عزیز الکترونیک و کامپیوتر حتی اگر با سایتهای زیر آشنا هستید به وسیله لینکهای زیر بازهم سری به آنها بزنید:

www.wikipedia.com 

www.linux.org

www.gnu.org

www.avrfreaks.net

www.openhardware.de 

Advertisements

Responses

  1. سلام آریو عزیزم. با تمام حرفهایت موافقم.

    اما توصیه های وبلاگی :

    متن رو کوتاه بنویس. خیلی از وبگردها وقتی به متن زیاد می رسند صفحه را می بندند. قرار نیست مقاله بنویسی. متن را خلاصه کن تا همه بخوانند. البته من تمام متن را بر اساس عادت خودم خواندم.

    پاینده و برقرار باشی

    دوست داشتن

  2. منم موافقم باهات
    من دانشجو مهندسی برق هستم خیلی سخته هیچ امیدی هم ندارم فقط طوطیوار جلو میرم تا یه روز بالاخره تموم شه
    ———————————————-
    خدا بما کمک کنه.

    دوست داشتن

  3. من دانشجوي مهندسي كامپيوتر(نرم افزار) هستم و با شما هم عقيده مي باشم. به نظرم بايد دست به كار شد و مثل يك دانش+جو پيش رفت و با جهان امروز تعامل داشت تا علم ما به روز باشد و به قول مردم آدم بايد باسواد باشه. و اولين قدم براي اين كار تسلط كامل بر زبان مي باشد.
    ————————————————–
    دومین قدم هم نوشتن نظریه‌های علمی در نشریات SI هست. حالا سوال اینه که SI چیست؟ کسی ممکنه در گوگل راجع به این ۲ حرف معروف جستجو کنه؟!؟

    دوست داشتن

  4. فكر كنم براي خروج از ايران و موفقيت در آن سوي مرزها نيازمند الگو برداري از افرادي هستيم كه عملا در اين
    زمينه به موفقيت دست يافته اند.و مستند مهاجران كه از صدا و سيما پخش مي شد مي تواند ايده و شروع خوبي باشد.
    ——————————————————–
    یعنی میگی تو صدا و سیما افراد موفق که خارج رفتند رو هم نشون میداده؟ من همیشه آدمهای مهاجر بدبخت و گرسنه رو تو صدا و سیما میدیدم.

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: