نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | ژوئن 14, 2008

وام در وام – قصه‌ای از مشکلات شصت ملیون ایرانی در اسارت

امروز حضرت مادر با من صحبت میکردند. گفتند یک وام دو ملیون تومانی بگیریم بگذاریم در بانک مسکن بعد چند وام دیگر هم از جاهای دیگر بگیریم بگذاریم بانک مسکن وقتی ۹ ملیون شد از بانک مسکن ۱۸ ملیون وام بگیریم با اون ۹ ملیون بشود ۲۷ ملیون بلکه یک خانه دیگر خریم انشاءالله!!! جالب تر اینکه برای اون وام باید بنده میرفتم پیش یکی از دوستان که فروشگاه لوازم خانگی داشت تا از اون فاکتوری مبنی بر خرید لوازم خانگی بگیرم و …

خیلی عصبانی شدم و با اسرار از مادرم خواستم اینکار رو نکنه و بعدهم گفتم من نمیرم فاکتور بگیرم اینکار دروغه. مردم مریضن مشکل دارن به همون دو ملیون احتیاج دارن اونوقت ما به جمع آدمهای دروغگو و دغلی که پشت سر هم وام میگیرن و ذخیره میکنن بپیوندیم که یه خونه دیگه بخریم؟ مگه حالا بیخونه شدیم؟

گفتم من هیچ دخالتی در اینکار نمیکنم و از دوستم هم فاکتور نمیگیرم. خدا گفته حرف پدر و مادر رو گوش کنید. اما فکر کردم اینکار درستی نیست. خلاف حرف خود خداست. البته مادر قانع شدند.

Advertisements

Responses

  1. اصولا در مملکت زیبای ما وام های بالا را کسانی که هیچ نیازی ندارند می گیرند. ما در این مملکت دو مشکل داریم. یکی حکومتمان است که ناکارآمدست و دیگری خودمان هستیم که همیشه به همدیگر ظلم می کنیم. خیلی های آنقدر وقیح شده اند که حتی به صراحت می گویند «دولت از ما می دزده ما هم از مردم می دزدیم!»

    این تدبیر شما در عدم زیر بار رفتن هم قابل ارج نهادن است.

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: