نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | سپتامبر 1, 2008

ایران متأسفم که ازت متنفرم.

نمیتونم الکی خوش باشم.

تلاش میکنم. اما نمیتونم. ایران خیلی سیاهه. هرکار میکنم یه چیز مثبت ببینم نمیشه.

بچه شادی رو میبینم که جیغ میکشه با شادی میپره بغل مادرش. مادر میبوسدش و میذارش تو پراید میره خونه. خونه شوهری که با کلاه برداری ۱۰ نفر رو بدبخت کرده انداخته زندان تا بتونه یه زانتیا برا خودش بخره و یه پراید برا زنش.

پسر دختری رو میبینم که باهم عاشقانه قدم میزنند. دختر تو آرزوی یه مرد خوب برای ازدواجه حالا این پسر یا هر مورد بهتری که شد. پسر تو فکر یه مورد مجانی برای لذات نامشروع خودشه.

زن و مردی سوار ماشین میشن میان جلو خونه‌یی پارک میکنند. مرد بیرون میاد چادر میکشه رو ماشین شاید باسه اینکه آفتاب تو سر ماشین نخوره. اما بعد در ماشینو باز میکنه از زیر چادر میره تو ماشین و پنهان میشه.

یه دوست خوب گیر میارم. تو کار تجارته. بعد یه مدت شروع میکنه من رو پیچوندن. میفهمم تفریحش تریاک کشیه. دلش نمیاد منم آلوده کنه.

بفکر درآمد از طریق اتوماتیک کردن ماشینهای ساختمان سازی میافتم. آره پسر این فکر بکریه. همه اینروزا زدن تو کار بساز بفروشی. معرکست اگه بگیره. بعد میفهمم همه وامهای مسکن معلق شدن و صنعت مسکن راکد شده. بسازبفروشها دارن زار مزنند. دارن جلو زن و بچشون گریه میکنند.

یه روز گرم آفتابی با یه مینیبوس میرم یه قبرستونی توی شهر. تو ماشین سر پا وایستادم. سرم مدام کوبیده میشه به سقف مینیبوس. یه مرد رشید این مشکلاتم داره دیگه. میله مینیبوس اینقدر داغه که نمیشه گرفتش. یه زن و مرد چادری نزدیک من نشستن رو صندلیهای کثیف و گر گرفته. مرد جوان دستشو تو سینه‌های زنش میبره. زن میگه نکن زشته. مردم میبینن.

یه پسر با صفا و صمیمی میبنم. یه مدتی باهم رابطه کاری داریم. یروز که بیشتر صمیمی میشیم میفهمم که ایمان نداره. ماتریالیسته.

تو تهران اتوبان خاوران شلوغ شده. ماشینهای ون پلیس راه رو قرق کردن. آقای راننده میدونین چه خبره؟ نه والله چی بگم؟ بعدا میفهمم سالروز قتل عام ۱۳۶۷ بوده مردم میرفتن زیارت گورهای دسته‌جمعی…

میخوام بگم ایران متأسفم که اینقدر ازت متنفرم. نه تو مقصری نه من. ولی بهرحال ازت حالم بهم میخوره ایران. منو تو باهمتوی این زمونه گیر افتادیم. کاشکی میتونستم مثل اون بچه تو بغل مادرش شاد باشم. کاشکی میتونستم مثل تو بیخیال باشم.

شمام مثل من فکر میکنین؟ اگه اینطوره راهی برای خلاصی از این مملکت سراغ دارید؟ اگه غیر از اینه به منهم میگید چکار کنم تا مثل شما فکر کنم؟

ممنونم.

Advertisements

Responses

  1. سلام
    چی بگم والا…موندم چی بگم
    خودم هم خیلی از وضعیت فعلی راضی نیستم بخصوص وقتی میبینم که خیلیها به نون شبشون موندن….
    مشکل اینجاست که مردم یکجورایی ترسیدن….قدرت افتاده دست یک عده که خیلی ریا کار شدن….

    نمیدونم چی بگم….

    دوست داشتن

  2. خیلی ملموس نوشتی ! ولی می دونی مشکل ایران نیست مشکل خودمون

    دوست داشتن

  3. از ماست که بر ماست
    اینجا مملکت خودمونه آش خالمون بخوریم پامونه نخوریم هم پامونه

    دوست داشتن

  4. هر چند در بعضی موارد راست می گی اما منم برات متاسفم که چشمت اونقدر محدود و کم بینه که فقط بدی ها رو می بینه.
    ————————————————–
    نمی‌دونم والله شاید دچار افسردگی رجعتی شدم. بعضی وقتها همین فکر رو میکنم یعنی فکر میکنم دارم خواب یه همچین مملکتی رو میبینم و اینکه شاید یهو بیدار شم و ببینم این اوضاع خیالات بوده و ایران خیلی بهتره.

    دوست داشتن

  5. منم با این جملت خیلی موافقم:»م ایران متأسفم که اینقدر ازت متنفرم. نه تو مقصری نه من. ولی بهرحال ازت حالم بهم میخوره ایران»

    امیدی هم به درست شدنش ندارم! فقط سعی میکنم زودتر برم…
    موفق باشی…

    دوست داشتن

  6. اساسا من مدت هاست که به خیلی مسائل (از جمله اینجور مسائل) میگم: کلا به ت…مم! راه دیگه ای هم سراغ ندارم…

    دوست داشتن

  7. منم متنفرم اما از خودمون از تبعیزها از بی عدالتی ها.
    هممون از اینا نا راضی هستیم و ارزو داریم یه روز به اون بالا ها برسیم و همه چیز رو درست کنیم.به درد دل مردم گوش کنیم و خلاصه دوباره می سازمت وطن اگر چه با استخوان خویش.ام همین که یه کاره ای شدیم همه چیز رو فراموش می کنیم همه چیز رو.درست نمیشه و هیچ چیز هم عوض نمیشه

    واقعآ راست گفتن که از ماست که بر ماست

    قاصدک

    دوست داشتن

  8. من هم متاسفم که خودمان با دست خودمان مملکت را به مشتی عرب ملخ خور دادیم
    ——————————————————-.
    آقا حامد فکر میکنم جوان باشی. اگه اینطوره باید بگم ما ندادیم! اونهایی که به خیال خودشون انقلاب کردند دادند!

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: