نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | سپتامبر 24, 2008

نصیحتهای یک مادر دلسوز

هر پسری یه روز به فکر ازدواج میافته. فرضا شما مدتیه شاغل شدی. درآمد کمی داری ولی برای شروع خوبه. سنت بالا رفته و بلوغت کامل شده. اینها و چیزهای دیگه اعتماد به نفست رو برای ارتباط با جنس مخالف زیادتر میکنه. شاید هم چیزهای دیگه باعث میشه ولی بهرحال یه روز میری پیش مادرت میگی مامان من دختر فلانی رو میخوام. میگه خوب؟ که چی؟

خوب منظورم اینه که میخوام باهاش ازدواج کنم.

خوب برو بگیرش! توکه پول نداری. (و زیر لب میخنده و بر میگرده سر کارش).

منظورم این نیست که همین الان منظورم اینه که تا چند سال دیگه. آخه خودشم من رو دوست داره و موافقه…. مامان؟ با شمام؟ مامان؟…

خوب…؟ چیه؟ چکار کنم چند سال دیگه برو بگیرش.

خوب بهتر نیست شما باهاشون صحبت کنی؟

صحبت چی؟

یعنی شما نمیدونی؟

نه!

راجع به ازدواج. همون صحبتهایی که سر خواهرم اومدن خونه ما کردند.

نفس عمیقی میکشه سقف رو نگاه میکنه و میگه: الان زوده. بعدا.

حالا بنظر شما خوبه؟

باز هم نفس عمیق. بعد: آره!

چند روز میگذره. با دختره پیامک ردو بدل میکنی. باهم حسابی عاشق شدین. حواسپرت شدین. همه جیکو پیکتون باهمه. یه روز به دختره میگی همین روزهاست مادرم با مادرت حرف بزنه‌ها!

مادر پس کی باهاشون حرف میزنی؟

با کی؟ که چی بشه؟

خوب معلومه با خونواده دختره.

بعدا! حالا حول نکن. اونها خواستگار دیگه‌یی ندارن که دختره پسند کرده باشه.

از کجا معلوم؟

به من گفتند یه چند نفر اومدن خواستگاریش رد کرده.

دیگه چی میدونین؟

هیچی!

چند وقت بعد دوباره میری سراغ مامان میگی: مامان مادرش پشت خطه با شما کار داره.

بعد یه ربع صحبتهای عادی مادر گوشی رو میزاره. و میره.

مادر صحبت کردی باهاشون؟

نفس عمیق… نگاه کردن سقف… که چی؟ برم بگم دختری که اعصابش خورد بوده گذاشتینش چند وقت خونه خالش بدین به پسر من؟

اینا چیه میگین مادر؟ پس شما که گفتین خوبه ما باهم ازدواج کنیم.

خنده کوچکی میکنه و باز نفس عمیق… نگاه‌کردن به سقف… خوب. باشه! و میره سراغ کارش…

چند روز بعد ارتباطت با دختره عمیق شده. هر از گاهی یه شوخی راجع به اون با مادر میکنی بلکه شاید بتونی نظرش رو در مورد اون مطمئن بشی. و هر بار مادر لبخندی میزنه و چیزی آروم زیر لب میگه و شکت نسبت به اون دختر عمیقتر میشه دوباره سراغ مادر میری. انگار خودش دلیل مراجعه تورو میدونه. تو بچه اونی. از اون کمتر میدونی. میخوای التماس کنی شاید ذره‌ای از قدرت نرم‌افزاریش برای زندگی در این دنیا رو در اختیارت بگذاره. میدونه به دانشش احتیاج داری.

مادر نظرت چیه ما درسمون تموم شد باهم ازدواج کنیم؟

خوبه… بد هم هست… نمیدونم. ازدواج کن. و آروم میخنده.

خوب یعنی چی؟ چرا واضح نمی‌گین؟

اگه ترک تحصیل نکنه. یه بار که نزدیک بود بکنه….

کی؟

حالا… بماند… آروم میخنده و میره سراغ کارش…

یه روز حس میکنی باید رک و راست حرفهاتو با مادرت بزنی. یه عکس العمل طبیعی. تو گیج شدی. پس میری و میگی:

مادر شما نمی‌خواین من و اون باهم خوشبخت بشیم؟ چرا هرچی میدونین نمیگین؟

خوشبختی؟ هه! با دختر یک معتاد؟

چی؟ چرا از روز اول به من نگفتین؟

نفس عمیق… نگاه کردن به سقف… با خونسردی میگه:

نمیدونم… الان به فکرم رسید…

به روت نگاه میکنه.. لبخندی میزنه و میره سراغ کارش…

———————————————

ترانه در وبلاگش مقاله قشنگی راجع به مقام مادر و کلا زن نوشته. جای خوندن داره. خیلی زیباست.

Advertisements

Responses

  1. اینها واقعی بودن؟

    بیچاره 2 تاشون.دلم سوخت
    —————————————-
    اولین باریه که دلم اصلا نمیخوام خواننده نوشته‌ام با من موافق باشه. اینه که استثنائا نمیتونم بگم خوشحالم که با من موافقی. بازهم ممنون.:)

    دوست داشتن

  2. خوب من نمونه ی این رک حرف نزدن ها رو زیاد دیدم.

    دلیل نبود این گفتمان در جامعه ی ایرانی وجود یک سری مسائل ابلهانه به عنوان تابو هست. هیچ وقت طرف مقابل حرفش رو درست نمی زنه. البته در آخرین قسمت ماجرا بعد از اعصاب خوردی های فراوان و داد و فغان های زیاد طرف به حرف میاد و مطالب رو جوری بیان می کنه که انگار داره داستان راز آلود خلقت رو تعریف می کنه.
    —————————————————————–
    جدی چرا این چیزها تابو شدند؟ از کی اینطور شدند؟

    دوست داشتن

  3. بالاخره حق با مادره بود یا پسره؟
    ———————————————–
    خودم که میگم حق با پسره هست. چون مادرا باید کمک کنن نه اینکه از مشکلات بچشون احساس خوشحالی کنن!

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: