نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | ژوئن 26, 2009

آینه

امشب رفتم یک نگاه به مطالبم قبل از انتخابات بیاندازم. فکر اینکه شاید منهم دیگران رو تشویق به شرکت در انتخابات کردم و در نتیجه مقصر هستم من رو نگران کرده بود. اما با دیدن نوشته‌هام دیدم انصافا من تشویق کننده به شرکت در انتخابات نبودم. در تاریخ یکم خرداد از اینکه وعده‌های کاندیداهای اصلاح‌طلبان پوچ و توخالیست اعتراض کرده بودم. و عقیده داشتم که آنها هیچ وعده خاصی نمی‌دهند فقط شعارهای مبهم و چند پهلو سر میدهند. در تاریخ ششم خرداد شرکت در انتخابات رو زننده و مانند باز کردن چاه گرفته توالت تشبیه کرده بودم اما عقیده داشتم به خاطر جلوگیری از انتخاب مجدد محموق و ایجاد فرصت برای تشکیل گروه‌های مبارزه مسلحانه باید به چنین کار زننده‌ای تن داد. در تاریخ هشتم خرداد ابراز کرده بودم:

شرکت ناگذیر مردم در انتخابات ۸۸ یک نکبت عمومی است که حتی منهم به فکر شرکت در این نکبت هستم و دلیل وجود آن عدم هرگونه گزینه دیگر برای نجات ایران است. هیچ پرچم دیگری برای رسیدن به دموکراسی برافراشته نیست و مردم از هم می‌پرسند اگر رای ندهیم پس چکار کنیم؟

بیایید باهم یک حزب دموکراتیک تاسیس کنیم. منتها اینبار فراموش نکنیم سایت حزبمان را بروز نگه داشته و فرم عضویت هم در آن قرار دهیم. و اینکه از ابتدا بدانیم تاسیس یک حزب دموکراتیک دیر یا زود برابراست با درگیر شدن با نیروهای مسلح دیکتاتور خامنه‌ای و در نتیجه دادن چند شهید…

پس من در این تاریخ عقیده داشتم علت تن دادن مردم به انتخابات عدم یک رهبر مردمی و محبوب برای مبارزه برای سرنگونی است. و اینکه بعد از این انتخابات فرصت تشکیل یک گروه مبارزه بصورت دموکراتیک وجود دارد. الان فکر میکنم چنین گروهی باید بدین صورت باشد که همه تصمیمات آن بصورت رای گیری میان اعضای گروه باشد. یک حزب دموکراتیک با شاخه فعالیت مسلحانه. سپس در تاریخ یازدهم خرداد من ابراز انزجار عمیق از هر کسی که رئيس جمهور ایران بشود کرده بودم و تهدید کرده بودم که ما مردم بلاخره روزی قدرتمند شده و همه شمارا اعم از اصلاح‌طلب یا اصولگرا محاکمه خواهیم کرد. همچنین به تاریخ دوازدهم خرداد در مطلبی طولانی اعلام کرده بودم که به عقیده من شرکت زیاد مردم در انتخابات به حکومت مشروعیت نمی‌دهد. زیرا حکومتی که مداوم مردم را زندانی و شکنجه میکند مشروعیت ندارد و اینکه حتی اگر مردم شرکت نکنند این رژیم میتواند آمار مشارکت را بالا اعلام کرده و مثلا با روشهایی از جمله کم کردن تعداد صندوقها معدود شرکت کنندگان در انتخابات را یکجا جمع کرده و زیاد نشان دهد. از این رژیم هر کاری بر می‌آید. حرف من این بود که رها کردن وضع این مملکت روز بروز حکومت را قویتر کرده به واسطه درآمد از طریق حراج مملکت و روز بروز مردم را ضعیفتر خواهد کرد. به واسطه تحریمهای خارجی و همچنین بخاطر ناامیدی مردم. چون انسان ناامید با مرگ یک قدم فاصله دارد. پس مردم ضعیف به عقیده من نمی‌توانند سرنوشت خود را بدست گیرند. این چیزیست که هنوز هم برآن تکیه میکنم. مردم ما با این انتخابات کار آزادی را بلاخره از یک جایی شروع کردند. وگرنه مسلم است که خامنه‌ای اصلا چه شورشی بشود چه نشود تا جان دارد جان میگیرد! این درست نیست و خیلی زبونانه است که بگوییم اگر این مردم سر براه بودند و در انتخابات شرکت نمی‌کردند حالا اعلی‌حضرت عصبانی نمیشدند و دست روی رعیت بلند نمی‌کردند.

در تاریخ چهار دهم خرداد مناظرات را تمسخر کرده و ابراز کرده بودم که هر چهار کاندیدا آبروی خود را برده اند. و درست شب همان تاریخ اعلام کرده بودم که شرکت ما در انتخابات میتواند شرم‌آور و تکرار اشتباه تاریخی رای دادن مردم به جمهوری اسلامی باشد.

پس بدین وسیله جمهوری دموکراتیک آریو از خود اعاده حیثیت میکند. ولی می‌افزاید:

هیچ کدام از ما مردم مقصر نیستیم. مقصر کارمندان رده بالای جمهوری اسلامی هستند. ما زندانیانی هستیم که هر از گاهی بطور تفریحی و مانند یک حیوان کشته میشویم. یا در تصادفات جاده‌ای با خودروهای مطلقا خرابی که به قیمت جانمان خریده‌ایم. یا در سیلاب و زلزله و بیماری و بدور از امکانات امدادی و یا در درگیری و مناقشات درون و برون مرزی. ما هرچند مزبوحانه اما دست و پایمان را زدیم. هنوز هم دست و پا میزنیم. چون ما مسئول اشتباه فضاحت بار پدران و مادرانمان نیستیم. ما نمیخواهیم ساکت بشینیم و شاهد سوختن جوانیمان باشیم. ما چیزی برای از دست دادن نداریم. ما پاک باخته و برای شهادت آماده‌ایم. برای کسانی که میگویند ما نباید در انتخابات شرکت میکردیم باید بگویم ما نمی‌خواهیم ساکت و آرام و بی‌خبر بمیریم. ما از دیدن امید میرصیافیها خسته‌شده‌ایم. ما رای دادیم که بگوییم وطن ما، ما هنوز زنده‌ایم. هنوز منقرض نشده‌ایم. هنوز هستیم. حتی زشت ترین و کریه ترین قاتلان را اگر کاندید ریاست جمهوری بکنند نمی‌توانند ملتی را در چنین جمعه‌ای خانه‌نشین کنند. حالا که همدیگر را شمردیم و قدرت خودمان را به چشم دیدیم فقط باروت میخواهیم.

برای رهبر اتحاد جماهیر اسلامی ایران:

قاتل، تند نرو! چون اگر ما ملت بفهمیم که چیزی برای از دست دادن نداریم، کفن پوشیده به طرف خانه تو براه میافتیم. و به خدا قسم هرچقدر که گلوله به ما شلیک کنی آنقدر از ما زنده خواهند ماند که تو را زیر پاهایشان له کنند. پس دم پیری کاری نکن که به سختی بمیری.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: