نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | ژوئیه 24, 2009

پروپاگاندای درون

تا الان شده یکروز از دنده چپ بلند شید و از کله صبح به این فکر کنید که چقدر با فلان رفتار فلان کس مشکل دارید و باید جلوی این رفتارش رو بگیرید. اینقدر اون روز روی این مسئله تمرکز میکنید که در پایان روز تصمیم میگیرید به اون شخص یک حمله تمام عیار و با تمام وجود بکنید تا دیگه این رفتارش رو تکرار نکنه. وقتی گرد وغبار دعوا فرو نشست، ممکنه شما بگید خوبش کردم. حقش بود. یا بگید بلاخره باید این اتفاق میافتاد. اما ته دلتون از اینکه باهاش دعوا کردید پشیمونید و اگه میتونستید تو آینه به خودتون میگفتید که کاش باهاش دعوا نکرده بودم. رفتار اون اینقدرها هم برای من مایه دردسر نبود.

بعد از جمهوریت درون، من اسم این پدیده رو پروپاگاندای درون میگذارم. جریانی در درون ما شکل میگیره تا به چیزی که احتیاج داره، مثلا سیگار یا مشروب یا یک ماده مخدر یا تماشای عکسهای غیر اخلاقی و خلاصه هرچیزی که اون دست از سلولهای مغز که باهم متحد شده‌اند و برای جمهوریت درون توطئه کرده‌اند رو باهم متحد کرده برسه. پس برای نیل به این هدف از صبحگاه یعنی دقیقا موقعی که خواب تموم میشه شروع به پخش تبلیغات خودش برای متحد کردن همه نیروهای جمهوریت درون میکنه. چون میخواد همه نیروهارو با خودش همراه کنه از یک مسئله که همه نیروهای درون شخصیت ما در اون لحظه نسبت به اون حساسیت دارند استفاده کرده و از این مسئله یک دیو بزرگ میسازه. اتفاقی که میافته مشابه رفتار ایالات متحده آمریکا در جنگ با تروریسمه.

عده‌ای دلال اسلحه و پیمانکار امنیتی به پول بیشتر نیاز داشتند. همزمان چند حمله تروریستی در آمریکا اتفاق افتاد. دلالان اسلحه و نیروی نظامی تمام آمریکا رو برای جنگیدن با مسلمانان متحد کردند. از مسلمان با کمک سینما و تلوزیون و اینترنت یک چهره وحشی و نحس ساختند و در نهایت کار رو بجایی رسوندند که همه آمریکا با تمام وجود به مسلمانان حمله کردند. اما بعد از مدتی مردم این تمدن از رفتارشون پشیمان شده و حتی با مسلمانان دوست شدند. امروز حتی روحانیون مسلمان استاد مدعو دانشگاه‌های آمریکا هستند و آمریکا برای آبادی کشورهایی که خودش خراب کرده ملیونها ملیون خرج میکند. پیداست که آمریکا از رفتارش پشیمان است. اما چیزی که اتفاق افتاد اینست که در این تمدن دلالان اسلحه بهرحال به پولی که میخواستند رسیدند. اما به قیمت بیکاری و فقر هزاران آمریکایی و مرگ هزاران مسلمان.

منظورم این بود که نگذارید یک جریان پروپاگندای درون کنترل شما را بدست گیرد. مشابه همین رفتار در درون انسان نیز وجود دارد. از صبح شروع میشود. مثلا یک مرد متاهل سحرگاه خوابی دیده که در آن همسرش با غذایی وی را مسموم ساخته. صبحانه را با عصبانیت میخورد و درحالی به سر کار میرود که با خود فکر میکند که چقدر دست‌پخت همسرش افتضاح است. غذای شرکت را هم با عصبانیت میخورد و به این فکر میکند که حتی غذای صنعتی شرکت نیز از دستپخت زنش بهتر است. تبلیغات بی‌امان پروپاگاندا آنروز کار خودش را میکند و مرد شب هنگام که به خانه بر میگردد برای اولین بار در زندگی زنش را بخاطر دست‌پخت بد کتک میزند. زن که از خانه بیرون رفت مرد روی کاناپه نشسته و تا میتواند مشروب میخورد. پس درواقع همه دعواها بر سر مشروب بود که به نتیجه رسید. دوباره تکرار میکنم:

نگذارید پروپاگاندای درون شما کنترل شما را بدست گیرند.

یک مثال عملی: یکروز به این نتیجه رسیدم که دلیل ازدواج نکردن من مخالفت مادرم با ازدواج است. آنروز خیلی به این فکر کردم که مادرم بارها و بارها در مهمانیها به شوخی گفته که این ازدواج هم یکجور مسخره‌بازی جوانهاست و اینکه چرا من این حرف وی را جدی نگرفته بودم. تا پایان روز کاری مادرم رو تهدیدی برای زندگی و جوانی خودم میدانستم و در نهایت تصمیم داشتم آنروز یک دعوای حسابی براه بیاندازم. مدتی در خیابان با خودم فکر کردم به نتیجه رسیدم که این کار پروپاگانداست. به گل فروشی رفتم. یک شاخه گل برای مادرم بدون هیچ مقدمه‌ای خریدم. تا هم وی را خوشحال کرده و هم رفتاری کاملا عکس خواسته‌های پروپاگاندا انجام داده باشم. سپس پای وبلاگ آمدم و آن متن رو در مورد تنهایی خودم نوشتم تا به جریان معترض درونم نشان دهم که در جمهوری دموکراتیک آریو مشکلات درونی پنهان نخواهند شد و اینکه دولت دموکراتیک به فکر حل مشکلات دوران جوانیست. و اما پروپاگاندا چه میخواست؟ هرچه میخواست ‌من آنروز دعوا نکردم.

Advertisements

Responses

  1. 🙂
    ————————————-
    به به. به به. صفا آوردین.

    دوست داشتن

  2. جمله بسیار خوبی بود : نگذارید پروپاگاندای درون شما کنترل شما را بدست گیرند.
    ———————————–
    خواهش میکنم صندوقک خانم. قابل شمارو نداره. صفا آوردین.

    دوست داشتن

  3. والا نمی دونم مخالف حرفتم یا موافقش، چون بعد از کلی تجربه های متفاوت به این نتیجه رسیدم که سیاست یه چیزه که کلا تمام سران کشور ها پشت در های بسته بدون اینکه مردم و خبرنگاران از چنین نشستی با خبر باشن سیاست چند سال آینده خودشون رو تعیین می کنند و الباقی فقط محض سر کار گذاشتن من و شماست، البته شاید این قسمت اولش یکم بی ربط بوده باشه.
    با قسمت نسبت به خودمونش موافقم اما با الباقیش به همون دلیلی که گفتم نمی دونم. چون تمام اطلاع ما از جهان اطرافمون از شنیده ها و دیده های رسانه های اینور و اونوره که بعضا توش غرض ورزی هم شاید باشه اما نه اونجور که توی رسانه «ضاخ» وجود داره ( مخفف ضرغامی، احمدی نژاد، خامنه ای) . خب روئسای دولت نمایده مردمی که انتخابش نکردن در زمینه تفکر که نیستند! مثل ما در مورد احمدی نژاد و تفکرات خشکش، شاید غربیا تند رفته باشن اما خود ما هم یکم تقصیر کاریم که نزدیک چند صد ساله که در جا زدیم .
    اما پیشنهاد خوبیه که نگذارید….
    —————————————————
    اولا امروزه در اکثر دنیا مردم اینقدر ببو نیستند که حکومت فرسخ‌ها از اونها فاصله بگیره و قدرت یک فرد حکومتی برابر با قدرت هزاران و بلکه چند ملیون رعیت بشه. تا آنجایی که حاکمان در نظر رعیت به عرش اعلا برسند و بتوانند برای سرنوشت مردم تا چندین سال دیگر بدون اینکه مردم اصلا اطلاعی داشته باشند تصمیم گیری کنند.
    ثانیا در کشورهایی هم که رژيمهای خودکامه حاکمند مثل ایران، حاکمان آنقدر باهوش نیستند یا دست‌کم با یکدیگر توافق نظر ندارند که بتوانند برای حتی یکسال آینده‌شان تصمیم بگیرند. چه برسد برای چند سال آینده.
    از نظر من واقعیت اینست که ما خواب را برای خامنه‌ای حرام کردیم. واقعیت اینست که جرج بوش دوران بسیار سخت و دشواری از نظر کاری داشته و در نهایت در کارش شکست خورد و واقعیت اینست که سیاست مدارها هم انسانهایی مثل من و شما هستند منتها برخلاف تصور خیلی ضعیف‌تر و آسیب پذیرتر!
    اما از بابت پیشنهادم من مدتیست که به سیاست علاقه‌مند شدم و تصمیم گرفتم برای خودشناسی که بخشی از فلسفه زندگی من است از علم سیاست هم کمک بگیرم. پس درون خودم و در برخی موارد درون همه رو به صورت یک کشور مدلسازی میکنم.
    مرسی که مطلبم رو خوندی.

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: