نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | سپتامبر 10, 2010

مهد کودک، روزهایی که از سر باز میشدیم…

یه بار آبله مرغون گرفتم. صبح روز بعدش که از خواب پا شدم دیدم نباید برم مهد کودک! اینقدر خوشحال شدم که حد نداشت. آخ جوووووووووون!‌ من دیگه اونجا نمیرم. دیگه پیش اون آدمهای بداخلاق نمیرم! آخه راستش من خیلی تو مهد کودک تنها بودم. هیچ کس من رو دوست نداشت. تصادفا سالی بود که تقریبا همه معلمها بچه‌های خودشون یا فامیلشون رو به مهد خودشون آورده بودند. همه باهم فامیل بودن. هیچکی منو تحویل نمیگرفت. خیلی تنها بودم. اما خوشحالیم بعدش دو برابر شد. وقتی دیدم عمه مهربونمم اومده خونمون تا وقتی من مهدکودک نمیرم و مادرم سر کاره ازم نگهداری کنه. وای نمیدونین چقدر خوشحال شدم!

چند روزی که مریض بودم یه شب خواب دیدم مادرم برام یکی ازون اوتوبوس آبیها که توش آدمکهای رنگی داره خریده. صبح پاشدم هرچی اتاق رو گشتم پیداش نکردم. وقتی فهمیدم خواب دیدم خیلی گریه کردم. صبح زود بود و مادرم هنوز سر کار نرفته بود. وقتی جریانو فهمید گفت خواب دیده بودی. بعد رفت سر کار. عصری دیدم اومده و یکی از اون اتوبوسها برام خریده… بعد از مدتها که پشت ویترین مغازه‌ها بهش ذل میزدم… خیلی خوب بود. بهترین روزهای عمرم روزهای آبله مرغون بود.

یه روز عمه رفت. هرچی بهش گفتم بمونه نموند. فرداش مادرم بیدارم کرد که دوباره برم مهد کودک. آخه اون خالهای قهوه‌ای غیب شده بودن. آبله تموم شده بود. از در خونه تا توی مهد کودک عین آمار گریه کردم…

یه روز راجع به اینها از نزدیک با خدا صحبت خواهم کرد… .

Advertisements

Responses

  1. من تو تمام دوران تحصیلم فقط همون دوران مهد کودک و امادگی رو دوست داشتم..چون همش با چسب و گواش و این چیزا بود…لباسامونم دلخواه خودمون بود و هرچی می خواستیم می پوشیدیم…
    یادش بخیر… حضور عمه ها قدیما خیلی شیرین تر بود…
    ———————————————-
    چسب و گواششششششششششش! چه ضیافتی!؟!

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: