نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | سپتامبر 15, 2010

وقتی بزنم بیرون…

وقتی بزنم بیرون همراه نخواهم داشت

وقت قاصدکان تنگست همسفر نخواهند شد

وقتی بزنم بیرون سنگین نخواهم رفت

دلخوش ز وطن نیستم سوقات نخواهم برد

یادگار من نبود جز فغان و ناله شهر

دلتنگ به آوای باران نخواهم شد

دل تنگ نوای اذان در کوچه نخواهم شد

کین اذان ماشینیست محتاج نخواهم شد

هر جای که پا بنهم هر مکان این کشور

بر من حرام گشته ویرانه خواهد شد

هر گام که برداشتم هر پای که بگذاشتم

قانون بدل گشته تکرار نخواهد شد

این سرای ویرانیست غمسرای تاریکیست

من چرا در اینجایم از چه خانه‌ی من شد؟

وقتی بزنم بیرون بدرود نخواهم گفت

اینجا همه تنهایم، بدرقه نخواهم شد

———————————————————

پ.ن: تقدیم به همه مسافران بی‌کس و تنها که وطن محلشون نگذاشت و رهسپار شدند…

Advertisements

Responses

  1. اوففففف
    چاکر آریوی گرامی هم هستیم:)
    —————————————————
    مرسی:) ممنون:)

    دوست داشتن

  2. سفرت بی خطر رفیق.
    براستی که خیلی زیبا بود.مخصوصا جمله آخر.
    ———————————————-
    مرسی. مرسی که خوندیش:)

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: