نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | سپتامبر 19, 2010

من باز هم تنهام

بعضی وقتها تنهایی دیگه بیداد میکنه. مثل یک غده توی گلو میشه. راه نفس رو می‌بنده. میخوای تحملش کنی اما نمیشه. درد داره. آرامش رو ازت گرفته. آهنگ گوش میکنم، نمیشه. تلوزیون رو روشن میکنم، نمیشه. میرم وردپرس حرف مردم رو بخونم، نمیشه. دارم دیونه میشم. کلافه شدم. تلفن رو بر میدارم همینطور شماره‌های تصادفی میگیرم، شاید باورتون نشه، هیچ کدومشون وصل نشد! یکی مسدوده یکی خاموش، یکی هم… . دیگه نمی‌دونم با کی باید حرف بزنم. الان دارم خودم رو لعنت میکنم که چرا سر کار نرفتم با همکارم دردودل کنم. آخه آدم که نمی‌تونه همینجوری بی‌مقدمه سفره دلش رو واز کنه جلوی مردم. مگه با من چه سنمی دارن؟

من باز هم تنهام. بله اعتراف میکنم. تنهایی به آریو برگشته. خیلی هم شدیدتر از گذشته. ببینید من دلایل تنهایی خودم رو پیدا کرده‌ام. تنهایی من دلایل سیستماتیک داره. در این کشور اکثر روابط دوستانه مردم یا بواسطه خانواده شکل میگیره یا تشابهات فکری افراد باهم. در مورد خانواده باید بگم اکثر افراد خانواده من از این کشور رفته‌اند. من اینجا تنهام. حالا کی با من تشابهات فکری داره؟ اگر تشابهات فکری داشتند که اینجا وبلاگ نمی‌نوشتم. میرفتم برای همفکرانم سخنرانی میکردم! اکثر کسانی که میشناختم با من تشابهات فکری داشتند الان گذاشته‌اند و از این کشور رفته‌اند یا سرخورده شده و پنهان شدند.

دیگه هیچ دلخوشی ندارم. فقط میخوام از این دنیا برم. برم پیش همونی که تنهام آفرید. باید روش فکر کنم. یه راه سریع و کم هزینه…

Advertisements

Responses

  1. تنهایی درد پر دردی است که درمانش تنها حرف است.
    گه گاه آنقدر دل تنگ می شوم که تنها به دنبال یک روزنه می گردم که صدایم از آن عبور کند.
    شاید آن روزنه یک سوراخ موش باشد
    —————————————————–
    منم همینطور. :-s

    دوست داشتن

  2. منم یه مدت مثل تو شده بودم … به خودم اومدم دیدم ای بابا عمرم داره میره و من هی دارم لجبازی میکنم با خودم و هی میگم از این بدم میاد … این آشغاله و …

    ولی یکباره تصمیم گرفتم همه رو بذارم کنار … این فکرای مزخرفو گذاشتم کنار … الان هم دارم رابطه ام رو بادوستام دوباره پیدا میکنم

    دوست پیدا کن حتی دوست بسیجی
    ———————————————————-
    دوست عزیز با آدم تن‌فروش میشه دوست شد ولی نه با آدم خودفروش!
    البته مرسی که باهام همفکری میکنی.

    دوست داشتن

  3. بدتر از تنهايي هم هست: بودن در ميان جمع، خانواده، شهر، سرزمين و …. که در مقابلت قرار گرفتند: نه تو حرف اونها را مي توني هضم کني نه اونها حرف تو را. يه چيزي تو مغزت لگد مي زنه بايد حرفات را فرياد بزني ولي براي کي: وقتي براي يکي از اونها فرياد مي زني تازه مي فهمي چه اشتباه احمقانه اي کردي. نه اونها مي تونند مثل تو باشند نه تو مي توني همرنگ اونها بشي. سعي مي کني کرخت بشي و يه جوري فرار کني ولي فايده نداره. چيزيه که با تمام وجودت آميخته شده… اونوقته که تاريکيه مرگ را به تمام روشناييهاي دنيا ترجيح مي دي، اگر مرگ حرفت را درک کنه …
    —————————————————-
    آره… فکرشو میکنم میبینم بعضی وقتها میشه که از تنهایی در میام. اونوقتها هم گاهی تو همین وضعی میافتم که تو میگی… .
    مرسی که حرفمو خوندی.

    دوست داشتن

  4. تو دنبال اینی که از تنهایی فرار کنی…من دنبال تنهایی هستم….
    ——————————————————————-
    دنبالش نرو که کارت ساخته میشه.

    دوست داشتن

  5. مشکل شما مالی هستش البته 99% پول داشته باشی تنهایی دیگه چه …یه؟ شما تنها نیستس خوشبختانه توو این مورد خیلی ها مثل شما هستن.
    —————————————————————–
    بله. No Money No Fun! اینهم تا حدودی درسته. ولی قسمتیش تنهایی عقیدتیه. اکثر آمدهای باهوش در این مملکت یا رفتند یا سخت مشغول چیدن برنامه فرارند. این آدمی رو که بدنبال دوستی و بودن با آدمهای باهوش هست رو تنها و منزوی میکنه.

    دوست داشتن


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: