نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | سپتامبر 23, 2012

درد بی‌درمان زندگی در ایران

صورت مسئله: شروع زندگی مستقل در ایران دشوار شده. هر موجود زنده‌ای پس از مدتی از عمر خود به دنبال استقلال بوده و برای اینکار نیاز به خانه، غذا و جفت دارد. یک جوان ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیست. چیزی که سالها به آن به چشم طنز و شوخی نگریسته شده میرود تا به یک ناهنجاری در ابعاد یک ملت تبدیل شود. تامین پول لازم برای زندگی با وجود تورم بالا، سطح درآمد پایین و حتی بیکاری فراوان و روزافزون برای بسیاری کاری محال و نشدنیست. شروع زندگی بدون پول هم ممکن است. ولی انسان بدون آب، غذا و سرپناه بیشتر از چند روز زنده نمی‌ماند.
بجای تهمت زدن به جامعه، فرهنگ، جغرافیا، تاریخ یا حکام ایران، دو شاخص اینجا مطرح میشود: امتیاز ایران از نظر سازمان شفافیت بین‌الملل در گزارش سال ۲۰۱۱ که برابر است با دو ممیز هفت از ۱۰. یعنی غرق در فساد و بی عدالتی. دوم رتبه ایران از نظر سهولت سرمایه گذاری و شروع کسب و کارهای جدید از نظر سازمان مالی جهانی که برابر است با ۱۴۴ام جهان در سال ۲۰۱۲. یکی از بدترین رتبه‌ها. کارآفرینی و شروع یک کاسبی جدید در ایران برای یک سازمان چند ملیتی با تجربه، دشوار است چه رسد به یک جوان. کارمند شدن و حقوق بگیر بودن در یک نظام  چنان گفته شد فاسدهم مشکل تامین معاش را حل نمیکند.
با آنچه گفته شد وضع مردان برای تامین زندگی بسیار محدود بوده و ناامنی اقتصادی دختران را به گذاشتن شرط وسیقه مالی سنگین برای ازدواج ترغیب میکند. وسیقه‌های سنگین از چندین کیلوگرم طلای ناب که به آن مهریه گفته میشود و معمولا به صورت چند صد عدد سکه طلای رایج حکومتی نوشته میشود. با در نظر گرفتن اینکه ناتوانی در پرداخت چنین مبلغی از سوی داماد از ثانیه اول ازدواج میتواند منجر به حبس ابد مرد همراه با بیگاری بشود، شرط مهریه در بسیاری از موارد منصرف کننده مردان جوان از ازدواج است.
اما با همه اینها زندگی در ایران در جریان است. سوال اینجاست که اجاق زندگی در ایران از کجا گرم میشود؟ اکثر مردم ایران قانع هستند. شرایط هرچه سخت تر میشود باز هم میسازند. بسیاری تصمیم میگیرند با والدین خود زندگی کنند و در خانه پدری با همسرشان زندگی کنند یا حتی قید ازدواج را فعلا بزنند. به امید اینکه روزی شرایط بهتر شود. اقلیتی هم تصمیم به بالا رفتن از نردبان سیستم فاسد موجود میگیرند. به اقلیتی هم یا ارث میرسد یا در شرایط استثنائی با کار و تلاششان پولدار میشوند.
مهاجرت
برخی تصمیم به مهاجرت میگیرند. شرط اول برای مهاجرت نیروی متخصص یا دانشجو، داشتن سابقه درخشان است. در سیستم فاسد و ناکارآمد موجود ایران، تهیه یک سابقه درخشان کاری یا تحصیلی از تامین معاش سخت‌تر است. با بدتر شدن اوضاع کشور، شانس مهاجرت بتدریج وابسته به توان افراد در دروغ گفتن و مبالغه گذشته خود میشود (الن ایر سخنگوی آشنا به زبان فارسی وزارت امور خارجه آمریکا در مصاحبه با برنامه روی خط در تلوزیون صدای آمریکا در ۲۱ اوت ۲۰۱۲ میلادی گفته برای ویزای تحصیلی ایالات متحده «متقاضی باید مصاحبه کننده را راضی کند که نهایتا به کشور خود باز میگردد». یعنی به همان جهنمی که از آن فرار کرده!).
کسی که نه قانع به وضع خودش باشد، نه راهی برای درآمد مکفی پیدا کرده و نه در سیستم فاسد موجود حاضر به دزدی یا چاپلوسی باشد، نه راهی برای فرار داشته باشد، به درد بی درمان زندگی دچار خواهد شد. مشکل اینست: عدالت نیست. حداقلهای زندگی در دسترس نیست. کار و تلاش یک جوان با سطح زندگی که دریافت میکند برابر نیست. سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ هم نشان داد امیدی به اصلاح وضع موجود هم نیست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: