نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | اکتبر 14, 2012

در حمایت از دانشجوی ایرانی

فساد اداری
هر کسی که در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی ایران درس خوانده باشد کم و بیش با این وضعیت آشناست. وقتی که سیستم موجود را کاملا ناکارآمد میبینید، و در عین حال زیر سوال بردن کیفیت سیستم آموزشی، زیر سوال بردن شخصیت حرفه‌ای خود شماست به عنوان فارغ‌التحصیل همان دانشگاه. شرایط دانشگاه‌های ایران طبیعتا یکسان نیستند، ولی در همه کمابیش برخی از شرایطی که اکنون گفته میشود وجود دارند: کمبود تسهیلات مالی برای دانشجو. کمبود اساتید با تجربه. نبود سازمانهای بازرسی بیطرفانه. عدم شفافیت و وجود فساد اداری. وابستگی دانشگاه‌ها به شهریه به عنوان تنها منبع مالی. فقدان امکانات سخت‌افزاری به دلیل تحریم و کمبود منابع مالی و همزمان وفور نرم‌افزارهای دزدی به دلیل رعایت نشدن قانون حق مولف که موجب گرایش اکثر دانشجویان به کارهای شبیهسازی و برنامه نویسی رایانه‌ای در مقابل کار سخت‌افزاری در مقالات پژوهشی میشود. مشکلات فقط اینها نیستند، و بحث بسیار است.
واکنش دانشجویان
اینجا اشاره میکنم که وقتی کاستیهای هر سیستمی بررسی میشود، مسلما افرادی راضی از وضع موجود وجود دارند. سطح رضایت افراد، شرایط فعلی و گذشته آنها و خیلی پارامترهای دیگر در ابراز رضایت تاثیر دارند و رضایتمندی چند نمونه بتنهایی نمیتواند مشکلات مطرح شده را زیر سوال ببرد. آنچه دانشجو نهایتا از دانشگاه بدست می‌آورد سابقه تحصیلیست شامل مدرک، کارنامه و فعالیتهای پژوهشی. زیر سوال بردن کیفیت دانشگاه از سوی یک دانشجو برابرست با زیر سوال بردن دو مورد اول. همچنین مدرک گرایی گسترده تا آنجا که نه تنها در پذیرشها و استخدامهای داخلی بلکه در پذیرش تحصیلی در برخی کشورهای خارجی هم وجود دارد. مدرک تحصیلی دانشجو بنابراین سند حیثت وی پس از فارغ‌التحصیلی میشود و دهان را به اعتراض از وضع دانشگاه میبندد. در برخی کشورها وقتی پای دانشجویان ایرانی به میان می‌آید بعضا جزئیات مدرک تحصیلی دانشجو را شرط میکنند مانند: نوع دانشگاه (دولتی یا خصوصی)، نحوه پذیرفته شدن دانشجو در آن دانشگاه (از طریق کنکور یا بصورت فراگیر)، یا حتی میزان شهریه پرداخت شده توسط دانشجو در آن دانشگاه (شبانه یا روزانه). این یعنی مسئول دانستن دانشجو برای کیفیت دانشگاهی که دانشجو نه در نحوه اداره آن اختیاری داشته نه در انتخاب آن.
تبرعه دانشجویان به عنوان قربانیان خاموش
دانشجو در این میان مقصر نیست. یک دانشگاه میتواند به دانشجویی که کفایت و پشتکار لازم را نشان نمیدهد اجازه ورود به دانشگاه ندهد. اما یک دانشجوی ایرانی جز درس خواندن در این سیستم چاره دیگری ندارد. از طرف دیگر حکومت به فارغ‌التحصیلان نیازی ندارد و به مشکلات دانشگاه‌ها بی تفاوت است. چراکه برای هرکاری میتواند با توصل به درآمد ظاهرا بی پایان فروش نفت کارشناسانی از چین و روسیه وارد کند. تنها راه نجات برای یک فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های ایران، صداقت در مورد گذشته و اعلام سوابق پژوهشی مستقل و نتایج در آزمونهای بین‌المللی مانند GRE به عنوان میزانی برای لیاقت و پشتکار است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: