نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | مه 30, 2013

اگر من کارشناس سیاسی برنامه بودم – شرکت فرضی در یک برنامه تلوزیونی

در برنامه آقای چالنگی در تاریخ بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ در شبکه ایران فردا آقایان نوری‌زاده و سازگارا مهمان برنامه بودند.بعد از سالها مشاهده برنامه آقای چالنگی و آقایان نوری‌زاده و سازگارا، و ایراد گرفتن از اینکه چرا پاسخهای ایندو بعضا هیچ ارتباطی به سوال مجری نداشته و گاها از وقت برنامه تجاوز کرده و اکثرا اعتراض آقای چالنگی را به دنبال داشته(!)، اینبار سعی کردم یکبار خودم را جای مدعوین برنامه قرار داده و همزمان پاسخهایم را به سوالات مطرح شده یادداشت کنم و بتوانم تسلط خودم را بر اوضاع جاری سیاسی برای شرکت در یک برنامه فرضی ارزیابی کنم. حالا هم قرار دادن این پاسخهایم در این وبلاگ راهیست برای بیان عقاید شخصیم. مثل همیشه. اکنون این پاسخهای شخصی من به سوالات مطرح شده در این برنامه (البته بدون شرکت در آن) است. سوالات فی‌البداهه و همزمان با پخش برنامه جواب داده شده اند. با توجه به سرعت صحبتهای آقای چالنگی و سرعت تایپ کردن خودم، متن سوالات زیر دقیقا و کلمه به کلمه آنچه آقای چالنگی پرسیده نیستند. بلکه چیزی هستند که من فرصت کردم بنویسم و تمام سعیم را کردم که شکل کلی سوال دقیقا همانی باشد که آقای چالنگی پرسیده بوده تا بعدا ببینم که پاسخ من چقدر واضح و مرتبط بوده.

چنانچه آقای رفسنجانی بر سر کار بیاید آیا خواهد توانست بر خلاف نظر آقای خامنه‌ای کاری بکند؟
به چند دلیل آقایان خاتمی و رفسنجانی قادر به اصلاح امور نیستند:
اول اینها دچال کهولت سن هستند
دوم در زمانی که سن کمتری داشتند قادر به اداره صحیح کشور نبودند
سوم قانون اساسی ایران اختیارات ریاست جمهوری را دقیقا مشخص نکرده که برای هر رئیس جمهوری میتواند مانع باشد
چهارم وجهه ریاست جمهوری در ایران در سالهای اخیر بکلی خراب شده.
پنجم و آخر اینکه وجهه قانون هم در دوره آقای احمدی نژاد بکلی تخریب شده و سازمان حکومت از قوانین خود پیروی نمیکند. در یک سیستم بی قانون حتی آقای اوباما هم قادر به اصلاح امور نیست.

دعوای در انتخابات. آیا واقعا مردم عادی میتوانند امیدی داشته باشند که از درون این انتخابات کسانی بیرون بیایند که بخشی از مشکلاتشان را حل کنند؟
با توجه به مشکلات فراوان ساختاری که من در کشور میبینم رئیس جمهوری کشور نمیتواند تاثیر عمیقی بر ساختار کشور داشته باشد. ممکن است بعد از این انتخابات یا در حین آن تغییرات مفیدی در ساختار جمهوری اسلامی انجام شود. مثلا نقش رئیس جمهور در اداره کشور دقیقتر مشخص شود. یا مجلس قدرت بیشتری در تصمیم گیریهای کشوری پیدا کند. یا اختیارات رهبری بطور داوطلبانه کاهش یابد. ولی به نظر من در این لحظه نه کاندیدایی که نهایتا انتخاب میشود تاثیری در این آینده خواهد داشت و نه رای دادن مردم. به آینده مسملا میتوان امید داشت ولی به انتخابات پیش رو به هیچ عنوان. مگر در یک حالت. آنکه این انتخابات به یک درگیری مسلحانه میان طرفداران آقای احمدی نژاد و باقی نظام تبدیل شود. یک فرصت عالی برای خلاصی از نظام جمهوری اسلامی.

اگر قرار است این استراتژی (حمایت از رفسنجانی به عنوان یک شخص مخالف رهبری) پیش برود چرا از آقای مشایی حمایت نشود؟
البته من به شخصه با چنین استراتژی از اساس مخالف هستم. بنابراین به چنین سوالی نمیتوانم مستقیما جواب بدهم. بهرحال اگر یک رای دهنده بخواهد به آقای رفسنجانی به امید مخالفت با رهبری رای بدهد، بخوبی میتواند همین کار را برای آقای مشایی انجام بدهد. چرا که نه؟

آیا میشود از میان مهره های موجود به اصلاح نظام پرداخت؟ دوم چطور میتوان حقیقت را به مردم نشان داد؟
پاسخ سوال اول: نه. همانطور که اول گفتم به چندین دلیل دو کاندیدای خاتمی و رفسنجانی قادر به این کار نیستند. باقی کاندیداهای احتمالی هم منهای خصوصیت کهولت سن واجد سایر شرایط ناتوانی از اصلاح امور هستند. پاسخ سوال دوم:‌ من فکر میکنم وسیله خوبی برای اطلاع رسانی وجود داشته که در فروپاشی شوروی سابق و سقوط حکومت شاه در ایران تاثیر مهمی داشته که امروز رها شده. شبنامه. بنظر من شبنامه های سازمانیافته و وزین میتوانند همچنان و بخصوص در شرایط فعلی برای مردمی که دسترسی به اینترنت و ماهواره برایشان روزبروز سختتر میشود موثر باشند. بهرحال کاربران اینترنت در ایران که بتوانند به سایتهای فیلترشده سیاسی دسترسی پیدا کنند اکثریت مردم ایران را تشکیل نمیدهند و برای باقی مردم شبنامه هنوز راه خوبی برای اطلاع رسانی است.

آیا مردان سیاسی شعار رای من کو را رها کرده اند و چسبیده اند به کاندیداهای موجود؟
برای برخی بله. برای برخی نه. برخی از ابتدا پشت این شعار نبوده اند و برخی هم شاید جذابیت دولت بعدی را بیشتر از یک براندازی فداکارانه میدانند.

تحریمهای جدید آمریکا و حرفهای جان کری را چگونه ارزیابی میکنید؟
بنظر من سیاست آمریکا بطور کلی مهار یک ایران اتمیست. حتی اگر سیاست مداران آمریکا مشخصا از این مسئله اعلام براعت کنند، نوع عملکرد ایشان تمایل به تبدیل ایران به یک قدرت منزوی اتمی را نشان میدهد. این روندیست که اکنون دارد به پیش میرود. ایران روز به روز منزوی تر میشود و البته که این روند برای حکومت ایران که مشخصا ارتباط مردم با اجانب را به ضرر موجودیت خود میداند مطلوب است. از تحریمها بوی سرنگونی رژیم ایران به مشام نمیرسد. شاید در آینده سیاست مدارانی چون جرج بوش با حمله نظامی به ایران بتوانند رژیم را سرنگون کنند. وگرنه باید به امید سرنگونی رژيم از داخل بنشینیم. مخصوصا که حالا تحریمها به بخشی از طرفداران حکومت این تصور را میدهد که خود سیستم حاکم به خودی خود مطلوب است فقط تحریمها مانع از موفقیت آن میشوند. چیزی که میتواند مانع از روی کار آمدن اشخاصی معادل گورباچف در نظام جمهوری اسلامی بشود که با بی اعتقادی به موفقیت ارزشهای نظام بتوانند موجب فروپاشی آن شوند.

درباره حملات اخیر اسرائیل به سوریه
من خیلی متاسفم که اسرائیل، آمریکا و سازمان ملل هیچگونه دخالتی به نفع مردم سوریه انجام نمیدهند. مداخله اخیر اسرائیل اگرچه در روزهایی که بشار اسد با موشکهایش مردم بیگناه را هدف قرار میداد اتفاق نیافتاده و حالا که میتواند به ضرر مردم اسرائیل باشد اتفاق میافتد، بهرجهت میتواند کمکی به نفع مردم سوریه باشد.

جمهوری اسلامی بدش نمی‌آید جنگی بین اسرائیل از طرفی و سوریه و لبنان از طرف دیگر در بگیرد
اگر چنین تمایلی وجود داشت درست در همین ایام ما میتوانستیم شاهد موشکپرانی به سمت اسرائیل باشیم. به سمت ترکیه حتی اتفاق افتاد ولی نه به سمت اسرائيل. من فکر میکنم جمهوری اسلامی تمایلی به درگیری مستقیم و غیر مستقیم با اسرائیل نداشته و با محتمل دانستن سقوط سوریه تصمیم به انتقال بخشی از تسلیحات اهدائی خود به جای کمی امن‌تر یعنی لبنان گرفته.

خیلی ها معتقدند قضیه اتمی ایران اعراب را به اسرائیل خیلی نزدیک کرده. درباره نزدیکی بیشتر اعراب به اسرائیل در سر مسئله سوریه:
بله. وجهه جمهوری اسلامی رفته رفته تخریب میشود. همانطور که وجهه شوروی سابق با جدایی چین، ناکامی در افغانستان، ناکامی در لهستان و اتفاقات دیگر یکی یکی تخریب شد. به مرور همسایگان و حتی دوستان ایدئولوژیک این حکومت از آن بیشتر و بیشتر رویگردان شده و اعتقادشان را به قدرت آن از دست خواهند داد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: