نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | آوریل 30, 2014

تابعیت تحمیلی

من در فلات ایران متولد شدم. رشد کردم. محدود شدم. تحقیر شدم. بازهم رشد کردم. تا روزی که فهمیدم:
درآمد من در شغل یکسان، یک دهم درآمد یک آمریکاییست.
درآمد من روزبروز به واسطه بی‌ارزش شدن پول کشور کاهش پیدا میکند.
من حق کار کردن در رشته تحصیلی خودم رو ندارم چرا که دیگر کاری در این رشته در این کشور باقی نمانده.
من در محیطی غرق در فساد اداری و بی‌عدالتی زندگی میکنم پس امکان رقابت سالم برایم وجود ندارد.
من حق دسترسی به اینترنت پر سرعت، نظام بانکی جهانی و بازار کار خارجی را به واسطه پاسپورت بی‌ارزش جمهوری اسلامی ایران ندارم.
من برای خروج از این کشور و دسترسی به کشورهایی با شاخص پیشگیری از فساد بالاتر نیاز دارم ثابت کنم در ایران زندگی راحت و موفقی داشته‌ام! با مدرک تحصیلی درخشان و گواهیهای کاری موفق.
دانشگاه محل تحصیل من هم یکی از منجلابهای فساد و بیعدالتی این کشور بود. عمر و جوانی من را سوزاند و در نهایت مدرکی بی‌ارزش به من تحویل داد.
و در آخر: از تمام کارفرماهای من، هیچ کس به من گواهی کار نمیدهد.

اکنون به واسطه داشتن پاسپورت ایرانی در این کشور حبس شده و امکان مهاجرت به هیچ نقطه‌ای از دنیا را ندارم و روز بروز بواسطه بدتر شدن شرایط نورهای امید برای فرار از این زندان مخوف تاریکتر میشوند.
زندان‌بان دیوانه شده. ناله زندانیها اورا عاصی کرده. هر روز یکی از شهروندان را گناهکار یا بی‌گناه با جرثقیلی در ملاء عام بر دار میکند. من از مردن نمیترسم، از اعدام شدن هم نمیترسم، ولی ناامنی رو با تمام وجود حس میکنم. حس اسارت و ناامنی بزرگترین شکنجه ممکن برای آزار یک موجود زندست.
من نمیخواستم تابع حکومتی چون جمهوری اسلامی ایران باشم. حکومتی کمونیستی، ظالمانه و غرق در فساد. من در این سیستم حق تعیین سرنوشت خودم رو نداشته و در نتیجه من مسئول رفتار این حکومت نیستم. جامعه جهانی ملیونها نفر مانند من رو به تصور اینکه فقر، بیماری واگیردار است در حکومتهای فاسد بدام انداخته و با قوانین وحشتناک مهاجرتی مانع از دسترسی ما به عدالت میشوند.
من یک برده هستم. من مجبورم علی‌رغم میل باطنی کاری بکنم که مورد علاقه من نیست و در رشته تحصیلی من نیست و دستمزد آن بسیار کمتر از دستمزد متوسط یک آمریکاییست. کسانی که از بردگی من سود میبرند منجمله کارفرمای من، منجمله همه استثمارگران نیروی کار ارزان جهان سوم(!) در این جرم برده‌داری شریکند. یکروز آزاد خواهم شد. یکروز پاسپورتی جدید خواهم داشت. آنروز وکیل خواهم گرفت و از عده‌ای شکایت خواهم کرد.

Advertisements

Responses

  1. این درد همه جوانانی هست که گاهی نگاه به آینده میکنن

    دوست داشتن

  2. خیلی ممنون که مطلبمو خوندی 🙂
    آینده خیلی بهتر میشد اگر کشورهای دموکراتیک تصور واگیردار بودن فقر رو کنار میگذاشتند و به مردم کشورهای فقیر اجازه مهاجرت میدادند.

    دوست داشتن

  3. خواهش میکنم.من وبلاگتو بوکمارک کردم و هم لینک کردم.همیشه میخونم.

    دوست داشتن

  4. جناب آریو سلام .
    دید گاه هاتون خیلی رادیکاله ولی جالبه!
    شما رو تصادفی از یک کامنت که در وبلاگ دیگه ای گذاشتین پیدا کردم.
    یه مقدار جستجو کردم ولی نهایتاً متوجه نشدم که برای مهاجرت چه اقداماتی کرده اید که اینقدر ناموفق بوده و به مشکل خورده اید.
    من که دارم می بینم هر روز جوانها دارند از ایران می یان اینجا که ماهستیم و سایر کشورهای مهاجر پذیر . اونهایی که نیومدن ، بیشتر کسانی هستن که وابستگی دارند و نمی خوان بیان.
    کشور های دموکراتیک فکر می کنن فقر واگیر داره؟!!! فکر نکنم!
    گواهی کار به شما نمی دن؟
    والله هر کی ما دیدیم اومده اینجا ، ایران پول داده گواهی کار از یه آدم آشنا گرفته !(بعدشم گواهی رو گذاشته دم کوزه آبشو خورده و مشغول یک کار کارگری پر زحمت بخور نمیر شده )کلاً مدارکی که برای مهاجرت جور می کنی فقط تا وقتی ویزات بخوره تو پاسپورت مهمه . هم شما می دونی و هم اینا می دونن که این مدارک همه اش الکیه! مهم اینه که وقتی وارد کشور مقصد شدی چطور عمل بکنی.
    موفق باشی
    ———————————–
    مرسی از کامنتت و ممنون از توصیه‌هایی که کردی. درسته. هر کسی که میاد از آشنا گواهی کار جور کرده. و این به این معناست که شما نمیتونید کسانی رو ببینید که آشنا ندارند. چون موفق نمیشن خارج بیان! شاید باورت نشه ولی چنین آدمهایی هم وجود دارند. نمونش من. بنده دهساله الان دارم تو این مملکت شیک و قانونی جون میکنم و وضعیتم اینه. نمیدن. گواهی کار نمیدن. دوستی داشتم از خانواده‌ای بانفوذ (البته به غیر خودیها کمکی نمیکردند). حرفم رو در مورد مشکل گواهی کار باور نمیکرد. گفتم پاشو بیا بریم پیش کارفرما خودت ببین. رفتیم. دید. و گفت عجیبه! همین.

    دوست داشتن

  5. می فهمم چی می گی . آشنا نداری خب صحیح . ولی بالاخره یه آشنایی داری که یه آشنایی داشته باشه! به غیر خودی کمک نمی کنن؟ خب وانمود کن خودی هستی! نمی خوای دروغ بگی یا وانمود کنی یا رشوه بدی؟ متاسفم این دیگه راهی نداره! با این روش برای همیشه جایی که هستی می مونی و تقصیر تو هم نیست.
    (منظور من از گواهی کار هایی که جور می کنند، کار واقعی خودت و کارفرمای واقعی خودت نبود . گواهی کار های ساختگی برای کارهایی که هرگز انجام نداده اند بود )
    ——————————–
    ممنونم از اینکه به فکر مشکلم هستی و پیشنهادی که دادی. در حال حاضر اندک راه‌هایی که باقی مونده برای راستگویی و مهاجرت رو امتحان میکنم. شما میتونی جلوی پیشروی آب رو موقتا سد کنی و ولی هیچوقت نمیتوی برای همیشه آبی رو راکد کنی. همونطور که گفتی بلاخره راهی پیدا میشه. وقتی به امید خدا از کشور خارج شدم بخشی از عمرم رو وقف کمک به سایر مردم گیر افتاده در جهان سوم برای خروج از کشورشون میکنم. براشون کار پیدا میکنم. چند وقت پیش همه چیز برای خودم جور بود که با یک ویزای توریستی به مالزی برم، دنبال کار بگردم و بعد اونجا ساکن بشم. حداقل از ایران بهتر بود. یکشب در اخبار دیدم مالزی اعلام کرده که به ایرانیها بیشتر از دو هفته ویزای توریستی نمیده!!
    ممنون از پیشنهادت. بهش فکر میکنم. بلاخره از این کشور خارج میشم.

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: