نگاشته شده توسط: آریو شعبانی | ژوئیه 22, 2014

آیا نویسنده وبلاگ گامرون بازداشت شده؟

قبلترها که پای شبکه‌های اجتماعی در ایران چندان باز نشده بود و وبلاگستان حکم یک شبکه اجتماعی رو داشت و بازدید وبلاگها بسیار بالاتر بود و جمهوری اسلامی هم اقدام به فیلترکردن تمام وبلاگهای ایرانی و غیر ایرانی ساکن سایتهای خارجی نکرده بود، من یکی از خواننده‌های پروپاقرص وبلاگ گامرون بودم. نویسنده وبلاگ گامرون که خودش رو «شایگان اسفندیاری» معرفی میکرد بسیار پرکار بود و باید اعتراف کنم آمار وبلاگ اون خیلی بیشتر از من بود. اونهم گهگاهی به وبلاگ من سر میزد و کامنت هم میگذاشت. این شد که بعد از سه سال یکی از کامنتهای اون رو زیر یکی از پستهام دوباره خوندم. به من توصیه کرده بود:

درود گرامي
در مورد مطلبت كه حرفي نيست اما در مورد رفتنت اگه ميتوني يك ثانيه هم درنگ نكن. من رو كه ميبيني آرزوي رفتن رو دارم. مطئن هستم كيسم هم پذيرفته ميشه اما افسوس كه به خاطر برخي مشكلات شخصي نميتونم.
حقيقتش رو بخواي من چندان اميدي به تغيير وضعيت موجود ندارم.

من بعد از سه سال به سایتش رفتم و با چیز عجیبی مواجه شدم: گامرون سه ساله که هیچ چیزی در وبلاگش ننوشته! اون یک وبلاگنویس بسیار پرکار بود که مطالب طنز او راجع به آخوندها و سایر اعضای جمهوری اسلامی چنان غلط‌انداز و نزدیک به واقعیت بود که گاهی تبدیل به شایعاتی فراگیر میشدند. مثلا یادمه که در جایی نوشته بود راجع به اینکه معاون دانشجویی دانشگاه زنجان که رسوایی او خبرساز شده بود در اصل به دختر دانشجو تجاوز جنسی نکرده بوده بلکه برای ارضای میل جنسی دختر با او صیغه خوانده! این مطلب رو به طنز نوشته بود اما من بارها در بحثهای داغ اون روزها بین همکارهام میشنیدم که میگفتند چقدر این مرد پر رو هست. برای توجیح کارش گفته ما صیغه خونده بودیم! و من شروع میکردم توضیح دادن که این قسمت آخری راجع به صیغه واقعیت نداره و مطلبی طنز هست از وبلاگ گامرون.
حالا گامرون سه ساله که در وبلاگش چیزی ننوشته. شاید وبلاگنویسی رو کنار گذاشته. شاید حوصله نداره. شاید به فیسبوک رفته. شاید از کشورخارج شده و در دنیای جدید دیگر انگیزه‌ای برای به مسخره گرفتن جهنم پشت سرش نداشته باشه. ولی چیزی که قابل تعمقه اینه که آخرین مطلب اون مطلبی بوده که وی شکایت داشته از اینکه یک شبکه ماهواره‌ای سر او رو کلاه گذاشته و اینکه او برای شرکت در یک مسابقه ابتدا مسیجی با گوشی موبایل به شبکه مورد نظر فرستاده و بعد هم پول به حساب این شبکه واریز کرده و آدرس منزل را هم داده تا جایزه به منزلش ارسال شود. او مستقیما اشاره نکرده که همه اینکارهارا خودش انجام داده. ولی تصور اینکه او از کلاهی که سرش رفته عصبانی بوده، سریع به وبلاگش مراجعه کرده و شبکه را رسوا کرده و بعد معموران اطلاعات به دنبال کسانی گشته که اخیرا به این شبکه مسیج زده و پول واریز کرده‌اند و آدرس داده‌اند و مظنون‌ترین فرد را بازداشت کرده باشند هولناکه.

آخرین پست وبلاگ گامرون تا زمان نوشتن این مطلب

آخرین پست وبلاگ گامرون تا زمان نوشتن این مطلب

آیا گامرون با نوشتن این مطلب به زندگی خود در وبلاگستان، به آزادی خود حداقل در چهارچوب محدود ایران و یا خدای نکرده به زندگی واقعی خود پایان داده؟ امیدوارم اگر گامرون، شایگان اسفندیاری یا هرکسی که هست اتفاقی براش نیافتاده باشه و اگر این مطلب رو میخونه دوباره به وبلاگش برگرده و دوباره برای ما مطالب طنز بنویسه یا حداقل اطلاع بده که صحیح و سالمه. ماهم باید بیشتر مراقب مطالبی که مینویسیم باشیم. تا وقتی در ایران هستیم یعنی در منطقه خطر. یعنی نباید مستقیما به اتفاقات زندگی شخصی خود اشاره کنیم. بخصوص آن اتفاقات و فعالیتهایی که قابل ردیابی هستند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: